Political essay
The Lion and Sun Movement: Rejecting Abuse, Threats and Collective Blame
A defence of equal rights and responsible criticism, with careful limits on allegations and a demand for evidence and institutional accountability.
Persian article
متن اصلی: ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶؛ ویرایش انتشار: ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶. تحلیلها و پیشنهادهای این مقاله بیان دیدگاه مناند.
فحاشی، تهدید و لاتبازی در جنبش ملی شیر و خورشید هیچ مشروعیتی ندارد. هیچ فرد، گروه یا رسانهای حق ندارد با ادعای دفاع از ایران، پادشاهی یا شاهزاده رضا پهلوی، مخالف سیاسی را تحقیر کند، امنیت او را هدف بگیرد و سپس از نام جنبش برای فرار از پاسخگویی استفاده کند. دفاع از آزادی ایران، ما را به رعایت آزادی و کرامت دیگران متعهد میکند؛ این تعهد از همین امروز آغاز میشود.
این مقاله از موضع حمایت از جنبش ملی شیر و خورشید و نقش شاهزاده رضا پهلوی در گذار از جمهوری اسلامی نوشته میشود. بیانیهٔ «پزشکان میهندوست ایران» و نامههای انگلیسی و آلمانی خطاب به هیئتمدیرهٔ عفو بینالملل اتریش، موضعی مشترک و روشن دارند: تهدید مخالفان را محکوم میکنیم و همزمان، برچسبزنی بیپشتوانه و تعمیم اتهام فاشیسم به هواداران مسالمتجوی یک جنبش متکثر را نمیپذیریم. هیچیک از این دو موضع، مجوز چشمپوشی از دیگری نیست. [۱۴ تا ۱۶]
۱. فرصت ژئوپولیتیک و استقلال تصمیم ایرانیان
جنبش ملی ایران در خلأ شکل نگرفته است. رویارویی جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، شبکهٔ نیروهای نیابتی و بحرانهای پیدرپی منطقهای، زمینهٔ بینالمللی مبارزهٔ مردم ایران را تغییر دادهاند. تجربهٔ جنگهای عراق و افغانستان نیز نشان میدهد که تغییر موازنهٔ نظامی، بهتنهایی، تضمینکنندهٔ استقرار دموکراسی نیست. ما حق داریم از فشار خارجی بر دستگاه سرکوب برای گسترش امکان تغییر استفاده کنیم، اما تحقق این امکان به سازمانیابی مردم، برنامهٔ دوران گذار و حفظ استقلال تصمیم ایرانیان وابسته است.
سابقهٔ این بحرانها طولانی است. اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری دیپلماتها در آبان ۱۳۵۸، یکی از نقاط آغاز رویارویی پایدار بود. گزارش تروریسم سال ۲۰۲۳ وزارت خارجهٔ آمریکا، حمایت جمهوری اسلامی از حماس، حزبالله و گروههای مسلح همسو در عراق و سوریه و نقش نیروی قدس را شرح میدهد. مقامهای دفاعی آمریکا نیز ایران را به تأمین مهمات انفجاری نفوذکننده برای گروههای مسلح متهم کردهاند. گزارش رأی دادگاه آرژانتین دربارهٔ بمبگذاری آمیا در آوریل ۲۰۲۴ نیز مسئولیت ایران و حزبالله را مطرح میکند. در استناد به این موارد، تمایز میان گزارش رسمی، اتهام و رأی قضایی باید حفظ شود. [۱ تا ۴]
از نظر ما، سیاستهای جمهوری اسلامی سهمی اساسی در سوقدادن کشور به این رویارویی داشتهاند. مردم ایران مسئول تصمیمهایی نیستند که بدون امکان نظارت و انتخاب آزاد بر آنان تحمیل شده است. بااینحال، تشدید درگیری را نمیتوان سند تصمیم قطعی دولتهای خارجی برای استقرار دموکراسی در ایران دانست. منافع دولتها ممکن است در مقاطعی با خواست آزادیخواهانهٔ ما همسو شود؛ وظیفهٔ ما تبدیل این همسویی به حمایت از مردم، حفظ تمامیت ارضی و گذار دموکراتیک است.
بیانیهٔ پزشکان میهندوست ایران، از روابط مسالمتآمیز با اسرائیل، آمریکا، همسایگان عرب و دیگر کشورها بر پایهٔ احترام متقابل و حاکمیت ملی ایران دفاع میکند. معنای این موضع، دوستی برای تأمین امنیت و رفاه مردم است، نه واگذاری ارادهٔ ملی به دولتهای دیگر. دفاع از چنین روابطی نیز نباید به انکار رنج غیرنظامیان بینجامد؛ نامهٔ شکایت صریحاً انکار بیپشتوانهٔ این رنج را رد میکند. مسئولیت هر طرف در قبال جان غیرنظامیان، مستقل و پابرجاست. [۱۴، ۱۵]
۲. خشم تاریخی مردم و مسئولیت کنشگران
خشم جامعهٔ ایران ریشه در حافظهای طولانی از سرکوب دارد: اعدامهای آغاز انقلاب و دههٔ شصت، کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، اعتراضات مشهد در خرداد ۱۳۷۱، حمله به جنبش دانشجویی در تیر ۱۳۷۸، سرکوب جنبش سبز در ۱۳۸۸، اعتراضات دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸، جنبش زن زندگی آزادی در ۱۴۰۱ و کشتار معترضان در دی ۱۴۰۴. گزارشهای حقوق بشری و اسناد مربوط به این دورهها، استمرار خشونت دولتی را نشان میدهند. [۵ تا ۸]
مردمی که عزیزانشان کشته، زندانی یا شکنجه شدهاند، حق دارند پایان توان سرکوب حکومت را بخواهند و از تضعیف آن احساس امید کنند. این امید را نباید بهسادگی جنگطلبی یا بیاعتنایی به جان انسانها نامید. اما توضیح خشم، با توجیه هر رفتاری که از خشم برمیخیزد تفاوت دارد. دشنام به یک منتقد، تهدید خانوادهٔ او یا وعدهٔ انتقام از مخالفان، عدالت را به قربانیان بازنمیگرداند و راه آزادی را کوتاهتر نمیکند.
مسئولیت کنشگر سیاسی، تبدیل خشم به دادخواهی، سازمانیابی و اقدام مؤثر است. اگر اعتراض ما به جمهوری اسلامی این است که مخالف را از حق سخنگفتن و امنیت محروم میکند، نمیتوانیم همان منطق را با پرچمی دیگر بازتولید کنیم. معنای گذار دموکراتیک، تنها تغییر نام صاحبان قدرت نیست؛ تغییر نسبت قدرت با انسان، قانون و حق مخالفت است.
۳. همبستگی گسترده، بدون مصونیت برای رفتار مخرب
در آغاز بسیج یک جنبش، گردآوردن نیروهای پراکنده و استقبال از طیفهای مختلف اهمیت ویژهای دارد. اما هرچه جنبش به ادعای رهبری گذار و ساختن نظم آینده نزدیکتر میشود، مسئولیت آن در تعیین معیارهای رفتار عمومی سنگینتر میشود. ضرورت همبستگی، در هیچ مرحلهای مجوز تهدید نبوده است؛ امروز نیز نمیتوان به بهانهٔ حفظ تعداد هواداران، نسبت به رفتار مخرب سکوت کرد.
مرزبندی باید با رفتار باشد، نه با طبقهٔ اجتماعی، میزان تحصیلات، ظاهر یا تندی لحن افراد. منظور از «لاتبازی» در این بحث، ارعاب، قدرتنمایی و تلاش برای خاموشکردن دیگران با تحقیر و تهدید است. ممکن است کسی زبانی تند داشته باشد، اما حق مخالفت را به رسمیت بشناسد؛ و ممکن است کسی با ظاهری مؤدب، حذف و محرومکردن دگراندیشان را تجویز کند. معیار ما، احترام به حقوق دیگران و پذیرش مسئولیت سخن و عمل است.
نقد صریح، طنز سیاسی، افشای تناقض و مطالبهٔ پاسخگویی باید ممکن باشد. در مقابل، توهین جنسی، تهدید به آسیب، تعرض به خانواده، انتشار اطلاعات شخصی برای ارعاب و وعدهٔ انتقام از دگراندیشان، هیچ دفاعی از ایران به شمار نمیآید. کسی که زیر پرچم شیر و خورشید چنین میکند، باید با محکومیت روشن همان کسانی روبهرو شود که مدعی همراهی با آنان است.
۴. ملیگرایی مدنی را با فاشیسم یکی نگیریم
بیانیهٔ پزشکان میهندوست ایران، فاشیسم را ترکیبی از ملیگرایی افراطیِ اقتدارگرا و دشمنی با تکثر سیاسی، حقوق فردی و حکومت دموکراتیک توصیف میکند. در همان بیانیه تأکید میشود که یک جریان میتواند پیش از رسیدن به قدرت نیز گرایش فاشیستی داشته باشد. بنابراین، دفاع درست از جنبش این نیست که بگوییم «چون هنوز حکومت نمیکنیم، نمیتوانیم فاشیست باشیم»؛ دفاع درست، نشاندادن اصول، روشها و رفتارهایی است که با اقتدارگرایی و حذف مخالف ناسازگارند. [۱۴]
حفظ هویت ملی، دفاع از تمامیت ارضی یا علاقه به یک نماد تاریخی، بهخودیخود فاشیسم نیست. در مقابل، هیچ نماد ملی نیز بهتنهایی تضمینکنندهٔ دموکراتبودن حامل آن نیست. پرسش تعیینکننده آن است که یک جریان با قدرت، قانون، آزادی بیان و مخالف سیاسی چه نسبتی برقرار میکند. آیا برای دیگران حق برابر قائل است؟ آیا شکست انتخاباتی را میپذیرد؟ آیا رهبر خود را پاسخگو میخواهد یا مصون از نقد؟
میهندوستیای که ما از آن دفاع میکنیم بر شهروندی برابر استوار است. ایران به مردمش تعلق دارد، فارغ از قومیت، زبان، دین، جنسیت، گرایش جنسی یا عقیدهٔ سیاسی. هویت ملی باید حافظ این تنوع باشد، نه ابزاری برای درجهبندی ایرانیان. نژادپرستی، یهودستیزی، آزار مذهبی و ارعاب مخالفان با آرمان دموکراتیک ما ناسازگار است. حفظ ایران و دفاع از آزادی هر ایرانی، دو مسئولیت جداییناپذیرند. [۱۴]
همین معیار باید دربارهٔ مخالفان فکری ما نیز اجرا شود. منتقدان چپگرا همان حق سخنگفتن و تشکلیابی را دارند که دیگران دارند. رنج کسانی که به دست جمهوری اسلامی سرکوب شدهاند، از جمله برخی حامیان پیشین انقلاب، نباید انکار شود. درعینحال، سابقهٔ قربانیشدن یا ادعای میهندوستی، هیچکس را از نقد معاف نمیکند. اختلاف سیاسی باید با شواهد و گفتوگوی آزاد بررسی شود، نه با مجازات جمعی یا تحقیر هویتی. [۱۴]
۵. رهبری گذار، پادشاهی مشروطه و مرجعیت رأی مردم
ما از نقش رهبری شاهزاده رضا پهلوی در دوران گذار حمایت میکنیم و آن را در خدمت رسیدن به نظمی سکولار، دموکراتیک و پارلمانی میدانیم. این حمایت، جای رأی آزاد مردم را نمیگیرد. بیانیه و هر دو نامه، انتخاب میان جمهوری و پادشاهی مشروطه را حق مردم ایران میدانند و بر انتخابات آزاد، دادگستری مستقل و حقوق برابر تأکید میکنند. [۱۴ تا ۱۶]
در بیانیهٔ پزشکان میهندوست ایران، شعار «جاوید شاه» بیان حمایت از حکومت مشروطه و نقش شاهزاده رضا پهلوی در گذار دموکراتیک معرفی شده است، نه مجوز عبور از صندوق رأی. این توضیح، بیان معنایی است که امضاکنندگان برای شعار خود قائلاند؛ ادعای شناخت نیت تکتک کسانی نیست که آن را تکرار میکنند. وفاداری به چنین معنایی، باید در پذیرش حق انتخاب دیگران نیز دیده شود. [۱۴]
مقدمهٔ دفترچهٔ مرحلهٔ اضطراری پروژهٔ شکوفایی ایران نیز چارچوبی پیشنهادی را مطرح میکند که انتخاب نوع نظام، مجلس مؤسسان، رأیگیری دربارهٔ قانون اساسی و انتخابات پارلمان را پیشبینی میکند. اهمیت این چارچوب در اصلِ مراجعه به مردم است، نه در تبدیل یک طرح پیشنهادی به نتیجهای ازپیشتعیینشده. هیچ برنامهٔ گذار و هیچ رهبر سیاسی نمیتواند جای ارادهٔ آزاد شهروندان را بگیرد. [۱۲]
رأی مردم زمانی معنا دارد که امکان انتخاب واقعی، رسانهٔ آزاد، فعالیت احزاب، نظارت معتبر و امنیت مخالفان تضمین شود. جمهوریخواه سکولار، مشروطهخواه، چپ دموکرات و منتقد مستقل باید بتوانند بدون ترس از محرومیت و انتقام در رقابت سیاسی شرکت کنند. اگر قرار است فردا با صندوق رأی اختلافها را حل کنیم، امروز نیز باید حضور و صدای رقیب را بپذیریم.
۶. معیارهای دهگانه؛ از نقد جمهوری اسلامی تا تعهد به آینده
پیوست دوم نامههای انگلیسی و آلمانی، ده ویژگیِ حکمرانی اقتدارگرا را در برابر اصول دموکراتیکی قرار میدهد که نویسندگان در درون جنبش شیر و خورشید از آنها دفاع میکنند. این مقایسه، نه ارزیابی تکتک هواداران است و نه تعریف تشخیصی و انحصاری فاشیسم. نامهها تصریح میکنند که تعبیر «روشهای فاشیستی» ارزیابی سیاسی نویسندگان است؛ منابع مورد استناد، رفتارهای حکومتی را مستند میکنند و الزاماً جمهوری اسلامی را فاشیستی نمینامند یا از جنبش ما حمایت نمیکنند. [۱۵، پیوست دوم؛ ۱۶، پیوست دوم]
در حوزهٔ قدرت، سه محور نخست به تمرکز اختیار در رهبری، محدودکردن رقابت سیاسی از طریق نظارت بر نامزدها و محدودیت نهادهای انتخابی در برابر نهادهای غیرانتخابی میپردازند. تعهد مقابل ما روشن است: هیچ رهبر کنترلناپذیری نباید وجود داشته باشد؛ مخالف قانونی باید امکان رقابت داشته باشد؛ و پارلمان مؤثر، تفکیک قوا و دادگستری مستقل باید مانع خودکامگی شوند. [۱۵]
سه محور بعدی به کنترل رسانه و سانسور، خاموشکردن صداهای مخالف و سرکوب گروههای مستقل اختصاص دارند. در برابر این روشها، از رسانههای مستقل، دسترسی آزاد به اطلاعات، گفتوگوی متکثر و فعالیت مستقل احزاب، اتحادیهها و جامعهٔ مدنی دفاع میکنیم. رسانهای که تنها ستایش رهبر را مجاز بداند یا تشکلی که فقط با اجازهٔ قدرت سیاسی زنده بماند، نمیتواند پشتوانهٔ آزادی باشد. [۱۵]
محورهای هفتم و هشتم، سرکوب امنیتی و محدودکردن تجمعات مسالمتآمیز را در برابر قانونمداری نیروهای امنیتی، بررسی مستقل تخلفات و آزادی اجتماع قرار میدهند. محور نهم، کنترل ایدئولوژیک زندگی خصوصی، از جمله حجاب اجباری و محدودیت روابط رضایتمندانه، را در برابر آزادی وجدان، اختیار فردی و حقوق برابر میگذارد. محور دهم نیز در برابر نفوذ نظامی در سیاست و اقتصاد، بر نظارت غیرنظامی و شفافیت مالی تأکید میکند. [۱۵]
نتیجهٔ عملی این مقایسه آن است که نقد جمهوری اسلامی باید ما را به تعهدی روشن دربارهٔ آینده برساند. نمیتوان تمرکز قدرت را در حکومت محکوم کرد، اما برای رهبر مطلوب خود اختیار نامحدود خواست؛ یا سانسور را بد دانست، اما منتقد داخلی را خاموش کرد. همانگونه که پایان پیوست تصریح میکند، هیچ رهبر یا هواداری از بررسی انتقادی معاف نیست و جنایت حکومت، تخلف مخالفان آن را توجیه نمیکند. [۱۵، ۱۶]
۷. هواداری از رضا پهلوی، مجوز هتاکی نیست
مواضع اعلامشدهٔ شاهزاده رضا پهلوی نیز مبنایی روشن برای رد ادعای مشروعیت فحاشی به نام او فراهم میکنند. در پیام ۱۷ نوامبر ۲۰۲۱، کسانی که با ادعای همراهی یا سوءاستفاده از نام و تصویرش به توهین و تخریب شخصیت دست میزنند، افرادی معرفی شدهاند که «هیچ نسبتی با منش و روش و باورهای من ندارند». در همان پیام، از حق پرسش و انتقاد سازنده دفاع شده است. [۹]
گفتوگوی سال ۲۰۲۴ با صدای آمریکا دربارهٔ محکومیت خشونت و هتاکی علیه رأیدهندگان و مصاحبهٔ منتشرشدهٔ رویترز در ۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ دربارهٔ محکومیت خشونت و پاسخگویی قانونی مرتکبان نیز در همین چارچوب قرار میگیرند. این مواضع، در کنار اصولی که نامهها به آنها استناد میکنند، مبنای روشنی برای مطالبهٔ رفتار قانونمدار از مدعیان هواداری فراهم میکنند. [۱۰، ۱۱، ۱۵]
پس نصب تصویر شاهزاده، تکرار نام او یا استفاده از پرچم شیر و خورشید، به هیچکس نمایندگی سیاسی یا مصونیت نمیدهد. وفاداری به رهبری که از حاکمیت قانون سخن میگوید، در رعایت همین اصل سنجیده میشود. حمایت مسئولانه، به معنای دفاع بیقیدوشرط از هر ادعا و هر رفتار نیست؛ گاهی روشنترین نشانهٔ وفاداری به یک آرمان، ایستادن در برابر رفتار مخرب همفکران است.
۸. دربارهٔ اظهارات شورا هاشمی، دقیقاً به چه چیز اعتراض داریم؟
نامههای شکایت به خانم شورا زهتنر–هاشمی اشاره دارند که در این اسناد مدیر اجرایی عفو بینالملل اتریش معرفی شده است. اعتراض به کاربرد تعابیر مرتبط با فاشیسم دربارهٔ پادشاهیخواهان و حامیان رضا پهلوی است. اما برای آنکه اعتراض ما منصفانه و قابل رسیدگی باشد، باید میان مصاحبهٔ منتشرشده، تصاویر منتسب به حساب کاربری و اظهارنظرهای اشخاص ثالث تفاوت بگذاریم. [۱۵، ۱۶]
دربارهٔ مصاحبهٔ ۱۳ مارس ۲۰۲۶ در «دِر استاندارد»، پیوست اول نامهها عبارت «هستهای آمادهٔ خشونت با گرایشهای فاشیستگونه» را نقدِ بخشی از پادشاهیخواهان معرفی میکند؛ پاسخی به پرسشی دربارهٔ شعارهای تهدیدآمیز و اقتدارگرایانهٔ بعضی تظاهرکنندگان. بنابراین، بر اساس خود نامهها، نمیتوان این مصاحبه را محکومیت صریحِ تمام جنبش شیر و خورشید معرفی کرد. گزارش روز بعد نیز بازتاب همان ارزیابی است، نه لزوماً ادعایی مستقل دربارهٔ کل جنبش. [۱۵، پیوست اول، بخش الف]
در تصویر نخست، عبارت آلمانی «monarchofaschistische Accounts» با معنای «حسابهای مونارکوفاشیست» دیده میشود و زمان درجشده در تصویر، ساعت ۱۰:۳۴ روز ۳۰ مارس ۲۰۲۶ است. بنا بر شرح پیوست، نوشته به حسابهایی اعتراض میکند که قربانیان غیرنظامی حملات آمریکا و اسرائیل را بازیگران مزدبگیر معرفی کردهاند. عبارت مورد اعتراض روشن است؛ اما تصویر بهتنهایی معلوم نمیکند کدام حسابها مدنظر بودهاند، اتهام مطرحشده چه پشتوانهای دارد و دامنهٔ برچسب تا کجا امتداد مییابد. [۱۵، پیوست اول، بخش ب]
در تصویر دوم، عبارت «Demonstrationen iranisch-stämmiger Faschisten» با معنای «تظاهرات فاشیستهای ایرانیتبار» آمده است. پیوست نامه توضیح میدهد که نوشته، برخورد با اعتراضات مربوط به غزه و تظاهرات ایرانیان را مقایسه میکند؛ اما جمله پس از واژهٔ «manchen» قطع شده و تاریخ انتشار و پیوند اصلی نیز دیده نمیشود. بخش حذفشده را نه میتوان به سود گوینده بازسازی کرد و نه علیه او بهعنوان واقعیتی معلوم به کار گرفت. [۱۵، پیوست اول، بخش پ]
هر دو نامه تصریح میکنند که نوشتههای اصلی در شبکهٔ ایکس مستقلاً بازیابی نشدهاند و نمایش نام یک حساب در تصویر، بهتنهایی احراز مستقل نویسندگی نیست. همچنین، تعبیر «ایرانیان راستگرای حامی پهلوی» با «فاشیست» هممعنا نیست. اظهارنظرهای اشخاص ثالث یا اتهام آنها دربارهٔ تبلیغات حکومتی نیز اثبات نمیکند که خانم هاشمی آگاهانه تبلیغات جمهوری اسلامی را منتشر کرده است. این محدودیتها باید در بیان عمومی اعتراض حفظ شوند. [۱۵، ۱۶، پیوست اول]
با وجود این حدود، پرسش ما همچنان جدی است: معیار کاربرد این برچسبها چیست؟ مصداقها کداماند؟ آیا میان رفتار خشونتآمیز مشخص و حمایت مسالمتآمیز از یک انتخاب سیاسی تفکیک شده است؟ و آیا این تعابیر نظر شخصیاند یا موضع سازمان؟ دقت در نقلقول، اعتراض را ضعیف نمیکند؛ آن را از یک نزاع لفظی به مطالبهای روشن برای پاسخگویی تبدیل میکند. [۱۵، پیوست اول]
۹. محکومیت تهدید و رد مسئولیت جمعی؛ دو اصل همزمان
خانم هاشمی حق دارد رضا پهلوی، برنامهٔ گذار، پادشاهیخواهی و رفتار هواداران را نقد کند. ما نیز حق داریم نقد او را نادرست، تعمیمدهنده یا ناسازگار با معیار بیطرفی بدانیم و از سازمان مربوط پاسخ بخواهیم. هیچیک از این حقوق، مجوز توهین جنسیتی، تهدید یا تعرض به زندگی خصوصی نیست. موضوع اعتراض باید سخن و مسئولیت عمومی او بماند.
اگر تهدیدی علیه ایشان صورت گرفته باشد، باید بدون قیدوشرط محکوم و از مسیر مناسب پیگیری شود. نبود اطلاع عمومی دربارهٔ شکایت به پلیس، وقوع تهدید را رد نمیکند؛ همانطور که ادعای تهدید بهخودیخود هویت مرتکب یا ارتباط سازمانی او را ثابت نمیکند. نه قربانی باید برای برخورداری از همدلی ابتدا پروندهاش را علنی کند، نه یک جنبش را میتوان بدون دلیل روشن مسئول رفتار هر حساب کاربری دانست.
نامههای پزشکان میهندوست ایران نیز بر همین تفکیک تکیه میکنند: اشتراک در نماد یا ترجیح سیاسی، دلیل مسئولیت جمعی نیست. از چند پیام توهینآمیز یا حتی چند تهدید واقعی، نمیتوان بیواسطه به ماهیت کل یک جنبش حکم داد. در مقابل، ما نیز نمیتوانیم هر رفتار شرمآور را بدون سند به «نفوذیها» نسبت دهیم. پاسخ معتبر، محکومکردن رفتار، مطالبهٔ بررسی منصفانه و اجرای همان معیار دربارهٔ نزدیکان سیاسی خودمان است. [۱۵، ۱۶]
۱۰. چرا پزشکان میهندوست ایران وارد این اعتراض شدهاند؟
پزشکان میهندوست ایران در نامهها، خود را انجمنی بینالمللی از پزشکان و دیگر متخصصان سلامت ایرانی معرفی میکنند که به یاری انسانهای آسیبپذیر در سراسر جهان متعهد است. ورود چنین جمعی به این بحث، در منطق همین اسناد، با دفاع از کرامت انسان، حقوق برابر و امکان کنشگری دموکراتیک پیوند دارد؛ نه با مطالبهٔ امتیاز برای یک گرایش سیاسی. [۱۵، ۱۶]
این جایگاه، مسئولیت ما را در برابر رنج دیگران بیشتر میکند. نمیتوان نسبت به قربانیان حکومت حساس بود، اما رنج غیرنظامیان دیگر را بدون دلیل انکار کرد؛ یا حقوق همفکران را خواست، اما امنیت منتقدان را بیاهمیت دانست. اگر شعار ما حقوق برابر است، باید در برخورد با مخالفان نیز معنای عملی پیدا کند. مخالفت با سیاستهای یک فرد، مجوز انکار حق او برای امنیت و کرامت نیست. [۱۴، ۱۵]
از سوی دیگر، نقد عملکرد یک مدیر به معنای انکار تمام خدمات عفو بینالملل نیست. در همین بحث و در نامههای شکایت، به گزارشهای این سازمان دربارهٔ نقض حقوق بشر در ایران استناد شده است. همین پیشینه، انتظار دقت و پاسخگویی را بیشتر میکند. ما از عفو بینالملل نمیخواهیم حامی پادشاهی یا جنبش ما شود؛ انتظار داریم همان معیارهای انصاف، شواهد و حقوق برابر را که اعلام میکند، دربارهٔ ما نیز به کار ببرد. [۵، ۱۵، ۱۶]
۱۱. مطالبات مشخص از عفو بینالملل اتریش
در متن نامههای مورخ ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶، خطاب به هیئتمدیرهٔ عفو بینالملل اتریش و برای توجه رئیس آن، سیلویا پومبرگر، درخواستهایی مشخص مطرح شده است. موضوع این درخواستها، بررسی مستقل اظهارات و اصلاح توصیفهای بیپشتوانه است؛ نه ممنوعکردن نقد یا تحمیل حمایت سیاسی به سازمان. [۱۵، ۱۶]
نخست، باید متن کامل مصاحبه و نوشتههای اصلی بررسی شود؛ شواهد و معیارهای هر برچسب روشن گردد؛ و مشخص شود که اظهارات، موضع عفو بینالملل بودهاند یا نظر شخصی. دربارهٔ تصاویر نیز تأیید متن کامل، تاریخ، پیوند و افراد یا گروههای مورد اشاره درخواست شده است. چنین بررسیای باید هم به اصل اظهارات توجه کند و هم به خطر تعمیم ناروا به هواداران مسالمتجو. [۱۵، بند ۱ و پیوست اول]
دوم، نامهها خواهان پسگرفتن یا اصلاح عمومیِ توصیفهای فاقد پشتوانهاند. درخواست عذرخواهی عمومی نیز در صورت موجهبودن مطرح شده است؛ یعنی نتیجهٔ بررسی باید مبنای اقدام قرار گیرد، نه اینکه پیشاپیش هر اختلاف نظری تخلف فرض شود. همچنین، از سازمان خواسته شده است تدابیر جلوگیری از تکرار موارد مشابه را توضیح دهد. [۱۵، بند ۲؛ ۱۶، بند ۲]
سوم، پاسخ کتبی و محتوایی ظرف چهارده روز پس از دریافت نامه درخواست شده است؛ پاسخی که هم به مطالبات بپردازد و هم روش بررسی را روشن کند. این بازه، مهلت درخواستیِ نویسندگان نامه است و آغاز آن به دریافت نامه وابسته است، نه صرفاً تاریخ درجشده بر آن. پاسخ مورد انتظار، توضیحی دربارهٔ اصل اعتراض و شیوهٔ رسیدگی است، نه فقط تأیید دریافت مکاتبه. [۱۵، بند ۳؛ ۱۶، بند ۳]
نامهها در صورت رسیدگی ناکافی، حق مراجعه برای مشاورهٔ حقوقی و بررسی راههای مناسب پیگیری را محفوظ میدانند و همزمان آمادگی برای گفتوگوی سازنده را اعلام میکنند. این موضع با تهدید شخصی تفاوت دارد: موضوع، مطالبهٔ رسیدگی و استفاده از مسیرهای قانونی است، نه ارعاب یا وعدهٔ انتقام. قاطعیت ما باید در روشنی مطالبه و پیگیری مسئولانه دیده شود. [۱۵، ۱۶]
۱۲. تعهد عملی در رسانهها، گروهها و تجمعات
مرزبندی اخلاقی وقتی معتبر است که در ادارهٔ رسانهها، گروهها و تجمعات دیده شود. گردانندگان باید قواعدی روشن و یکسان داشته باشند: نقد سیاسی و اختلاف نظر مجاز است؛ تهدید، توهین جنسی، تعرض به خانواده و انتشار اطلاعات خصوصی برای ارعاب پذیرفته نیست. تکرار تخلف باید با واکنشی متناسب همراه باشد، اما نباید از عنوان «تخلف» برای حذف منتقدان استفاده کرد.
دربارهٔ مطالب تهدیدآمیز، شواهد باید با حفظ حریم خصوصی نگهداری و از مسیر مناسب گزارش شوند، نه اینکه بازنشر بیمحابای آنها خود به گسترش ارعاب کمک کند. در اختلافهای مستند نیز لازم است اصل نوشته، تاریخ و زمینهٔ آن از تفسیر و قضاوت جدا بماند. اگر ادعایی نادرست منتشر کردهایم، باید آن را با همان صراحتی که مطرح کردهایم اصلاح کنیم.
همچنین، باید میان حق بیان عقیده و ادعای نمایندگی جنبش تفاوت گذاشت. هیچ حساب کاربری صرفاً با انتخاب تصویر یا شعار، سخنگوی همگان نمیشود. درعینحال، کسانی که رسانه، گروه یا جایگاه عمومی دارند، نمیتوانند دربارهٔ تهدیدهای آشکار در فضای تحت مدیریت خود بیتفاوت بمانند. نفی مسئولیت جمعی، به معنای نفی مسئولیت هر فرد در قبال رفتار و اختیارات خودش نیست.
ایران از ادبیات، فلسفه، دانش، تجربهٔ مدیریتی و نیروی انسانی توانمند کم ندارد. ما برای دفاع از آزادی، برنامه و استدلال داریم. نباید اجازه دهیم صدای کسانی که با تحقیر دیگران جلب توجه میکنند، جای صدای پزشکان، کارگران، دانشجویان، معلمان، کارآفرینان و خانوادههای دادخواه را بگیرد. امید به گذار دموکراتیک، با مسئولیتپذیری تقویت میشود، نه با بلندترکردن صدای تهدید.
۱۳. نتیجهگیری؛ قانونمداری از همین امروز
دفاع از جنبش ملی شیر و خورشید و محکومیت فحاشی و تهدید، دو موضع متعارض نیستند؛ شرط اعتبار یکدیگرند. جنبشی که برای آزادی مبارزه میکند، باید آزادی مخالف را نیز بخواهد. جریانی که از بیعدالتی رنج برده است، نباید مسئولیت فردی را به مجازات جمعی تبدیل کند. و نیرویی که به رأی مردم تکیه دارد، باید امکان انتخاب نتیجهای متفاوت از ترجیح خود را به رسمیت بشناسد.
همزمان، از مسئولان نهادهای حقوق بشری انتظار داریم نقد رفتار مشخص را با بدنامکردن یک جمع سیاسی درهم نیامیزند. نامگذاریهای سنگین باید بر تعریف روشن، شواهد متناسب و تعیین دقیق مصداق استوار باشند. پاسخ ما به برچسب ناروا، برچسب متقابل و تعرض شخصی نیست؛ مطالبهٔ توضیح، بررسی مستقل، اصلاح خطا و دفاع مستدل از اصول دموکراتیک است.
موضع ما قاطع است: هیچکس با نام ایران حق تهدید ندارد؛ هیچکس با نام حقوق بشر از پاسخگویی معاف نیست؛ و هیچ رهبر، نهاد یا جنبشی بالاتر از قانون و کرامت انسان قرار نمیگیرد. دفاع ما از ایران، دفاع از کشوری است که در آن هیچ شهروندی برای مخالفت سیاسی از امنیت و حقوق برابر محروم نشود. اگر فردا را آزاد میخواهیم، باید از امروز آزادی را در رفتار خود به رسمیت بشناسیم.
پیوست: مقایسهٔ دهمحوریِ مندرج در نامهها
ستون میانی، خلاصهٔ رفتارهای توصیفشده در پیوست دوم نامههاست؛ ستون مقابل، تعهدات دموکراتیک نویسندگان را نشان میدهد. این جدول تعریف انحصاری فاشیسم یا ارزیابی همهٔ هواداران نیست. [۱۵، ۱۶]
محور | شرح جمهوری اسلامی در نامهها | اصول دموکراتیک مورد دفاع ما |
|---|---|---|
۱. تمرکز قدرت | فرماندهی نیروهای مسلح و انتصاب مقامهای عالی قضایی و صداوسیما توسط رهبر. | محدودیتهای قانون اساسی، پاسخگویی صاحبان قدرت و نبود رهبر کنترلناپذیر. |
۲. محدودیت رقابت سیاسی | نظارت شورای نگهبان بر نامزدها و کنارگذاشتن مخالفان از رقابت واقعی. | انتخابات آزاد، فعالیت قانونی مخالفان و انتقال مسالمتآمیز قدرت. |
۳. محدودیت نهادهای انتخابی | محدودیت رئیسجمهور و مجلس در برابر نهادهای غیرانتخابی و تأیید قوانین توسط شورای نگهبان. | پارلمان مؤثر، تفکیک قوا و دادگستری مستقل. |
۴. کنترل رسانه و سانسور | کنترل صداوسیمای حکومتی، سانسور مطبوعات و محدودیت اینترنت. | رسانههای مستقل و دسترسی آزاد به اطلاعات. |
۵. تبلیغات و خاموشکردن مخالف | پخش اعترافات حاصل از شکنجه از تلویزیون حکومتی. | گفتوگوی متکثر و حفاظت از صدای مخالف. |
۶. سرکوب گروههای مستقل | ممنوعیت احزاب، نهادهای مدنی و اتحادیههای مستقل، مطابق شرح پیوست. | استقلال احزاب، اتحادیهها و جامعهٔ مدنی. |
۷. سرکوب امنیتی | سرکوب مرگبار توسط سپاه و پلیس و موارد مستند بازداشت و شکنجه. | نیروهای امنیتی مقید به قانون و بررسی مستقل تخلفات. |
۸. محدودیت تجمع مسالمتآمیز | کشتار غیرقانونی، بازداشت و ناپدیدسازی قهری در سرکوب اعتراضات. | آزادی تجمع مسالمتآمیز و فعالیت سیاسی. |
۹. کنترل ایدئولوژیک زندگی خصوصی | حجاب اجباری و محدودیت روابط رضایتمندانه. | آزادی وجدان، اختیار فردی و حقوق برابر. |
۱۰. نفوذ نظامی در سیاست و اقتصاد | محدودکردن سیاست توسط نهادهای امنیتی و قدرت اقتصادی گستردهٔ سپاه. | نظارت غیرنظامی، شفافیت مالی و نبود سلطهٔ نظامی. |
یادآوری: حمایت از شاهزاده رضا پهلوی در این اسناد به اصول فوق و انتخاب آزاد مردم مقید است. منابع حقوق بشریِ مورد استناد نامهها، نه تأییدکنندهٔ جنبشاند و نه الزاماً بهکاربرندهٔ طبقهبندی «فاشیسم» دربارهٔ جمهوری اسلامی. این ارزیابی سیاسی، متعلق به نویسندگان نامههاست.
منابع، اسناد مبنا و حدود بررسی
بیانیهٔ پزشکان میهندوست ایران و دو نامهٔ خطاب به عفو بینالملل اتریش، مبنای بیان موضع ما و درخواستهای این مقالهاند. ارجاعهای ۱ تا ۱۳ به منابع تاریخی، حقوق بشری و مواضع عمومی مربوطاند و ارجاعهای ۱۴ تا ۱۶ به بیانیه و نامهها. شرح مصاحبه و تصاویر شبکههای اجتماعی به مستندات و حدود شواهدِ توضیحدادهشده در نامهها متکی است؛ آنها را نباید احراز مستقل اصالت یا متن کامل نوشتههای اصلی دانست.
۱ دفتر تاریخ وزارت خارجه آمریکا، تاریخچه بحران گروگانگیری سفارت آمریکا در ایران، رویداد ۴ نوامبر ۱۹۷۹. | پیوند منبع
۲ وزارت خارجه آمریکا، گزارش کشوری تروریسم ۲۰۲۳، فصل ایران، انتشار ۱۲ دسامبر ۲۰۲۴؛ بازنشر در مرکز اسناد کشورها وابسته به صلیب سرخ اتریش. | پیوند منبع
۳ وزارت دفاع آمریکا، گزارش اعزام نیرو و ارزیابی تهدیدهای خاورمیانه، ۱۷ ژوئن ۲۰۱۹؛ حاوی انتساب تأمین مهمات انفجاری نفوذکننده به ایران. | پیوند منبع
۴ رویترز، گزارش رأی دادگاه آرژانتین درباره بمبگذاری آمیا، ۱۲ آوریل ۲۰۲۴. ارجاع به گزارش رأی است و جایگزین بررسی پرونده قضایی نیست. | پیوند منبع
۵ عفو بینالملل، خون آغشته به اسرار، ۲۰۱۸؛ درباره کشتار زندانیان در سال ۱۹۸۸ و زمینه سرکوب سیاسی دهه ۱۹۸۰. | پیوند منبع
۶ مرکز عبدالرحمن برومند، پرونده غلامحسین پورشیرزاد؛ شامل گزارش اعتراضات مشهد در مه ۱۹۹۲ و اعدامهای پس از آن. | پیوند منبع
۷ واشنگتنپست، مرور موجهای اعتراض در ایران از جنبش دانشجویی تا اعتراضات ۲۰۲۶، ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶. | پیوند منبع
۸ هیئت حقیقتیاب مستقل سازمان ملل درباره ایران، بیانیه ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶ درباره سرکوب دولتی و نقض حقوق در بستر درگیری؛ شامل یافتههای مربوط به کشتار معترضان در ژانویه ۲۰۲۶. | پیوند منبع
۹ رضا پهلوی، پیام ۱۷ نوامبر ۲۰۲۱ درباره توهین و تخریب شخصیت به نام هواداری. متن پیام در نسخه بازنشرشده نیز قابل مشاهده است. | پیوند منبع | نسخهٔ بازنشرشده
۱۰ صدای آمریکا، گفتوگوی ویدئویی سال ۲۰۲۴ با عنوان شاهزاده رضا پهلوی هتاکی و خشونت علیه رأیدهندگان را محکوم میکنم. | پیوند منبع
۱۱ رویترز، متن گفتوگو با رضا پهلوی درباره آینده ایران، مصاحبه ۱۴ ژوئیه و انتشار ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶. | پیوند منبع
۱۲ پروژه شکوفایی ایران، دفترچه مرحله اضطراری، مقدمه امضاشده توسط رضا پهلوی، صفحه سوم فایل؛ چارچوب انتخاب نظام و اصول ائتلاف. | پیوند منبع
۱۳ دو تصویر از نوشتههای منتسب به حساب شورا هاشمی، شامل عبارتهای آلمانی monarchofaschistische Accounts و Demonstrationen iranisch-stämmiger Faschisten. تصاویر، مستند تعابیر مورد اعتراضاند؛ تعیین دامنه کامل هر نوشته مستلزم بررسی متن اصلی و زمینه انتشار آن است.
۱۴. پزشکان میهندوست ایران، «دفاع از جنبش شیر و خورشید: هویت ملی و سکولاردموکراسی»، بیانیهٔ عمومی به زبان انگلیسی، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶.
۱۵. پزشکان میهندوست ایران، «شکایت رسمی و درخواست اصلاح عمومی»، نامهٔ انگلیسی خطاب به هیئتمدیرهٔ عفو بینالملل اتریش، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶؛ همراه با پیوست اول دربارهٔ اظهارات و حدود شواهد و پیوست دوم شامل مقایسهٔ دهمحوری.
۱۶. پزشکان میهندوست ایران، «شکایت رسمی و درخواست تصحیح»، نسخهٔ آلمانی نامهٔ خطاب به هیئتمدیرهٔ عفو بینالملل اتریش، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶؛ همراه با دو پیوست.
پیوندهای تکمیلیِ معرفیشده در نامهها
پیوندهای زیر از خود نامهها منتقل شدهاند. درج آنها به معنای تأیید مستقل محتوای فعلی صفحهها یا تغییر حدود استنادِ توضیحدادهشده در متن نیست.
دِر استاندارد؛ مصاحبهٔ ۱۳ مارس ۲۰۲۶
دِر استاندارد؛ گزارش ۱۴ مارس ۲۰۲۶ دربارهٔ اختلافهای جامعهٔ ایرانی خارج از کشور
عفو بینالملل اتریش؛ اطلاعات سازمانی و اصول
عفو بینالملل؛ گزارش سالانهٔ ایران ۲۰۲۵/۲۶، ناظر به سال ۲۰۲۵
خانهٔ آزادی؛ ایران در گزارش آزادی در جهان ۲۰۲۶، ناظر به سال ۲۰۲۵
موزهٔ یادبود هولوکاست آمریکا؛ تعریف و باورهای فاشیسم
عفو بینالملل بریتانیا؛ یافتههای مربوط به سرکوب ۲۰۲۲، به تاریخ مندرج در نامه: ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶
وبسایت رسمی رضا پهلوی؛ اصول اعلامشده
حدود شواهد: سمتهای سازمانی با صفحهٔ رسمی عفو بینالملل اتریش تطبیق داده شدهاند. محتوای کامل مصاحبه و اصالت نوشتههای شبکهٔ اجتماعی مستقلاً احراز نشده است؛ بحث این بخشها، شرح استنادها و درخواست بررسی در نامههاست.
