Political essay
Government in Exile and the Lion and Sun Movement’s Priorities
A transition institution needs public confidence, pluralism, human rights and practical capacity to govern.
Persian article
پیمان بخشایش | MD، PhD، MBA
پیشنهاد تشکیل دولت در تبعید، با هدف تقویت جایگاه بینالمللی شاهزاده رضا پهلوی و فراهمکردن مقدمات گذار، شایستهٔ بحث است. به باور من، تشکیل چنین دولتی در مقطعی از مسیر آزادی ایران ضرورت خواهد یافت؛ اما اکنون اولویت ما ایجاد پشتوانهٔ اجتماعی و سیاسی لازم برای آن است. اعلام نام وزیران و سازمانها، بهخودیخود، کشورهای جهان را به پذیرش یک آلترناتیو وادار نمیکند. اعتبار چنین نهادی باید بر اعتماد مردم، توان هماهنگی نیروهای سیاسی و آمادگی ادارهٔ کشور استوار باشد.
در تحلیل معادلات جهانی باید میان چند مسیر احتمالی تفاوت گذاشت: تلاش برای تغییر نظام، واداشتن آن به پذیرش مطالبات خارجی، یا امید به تغییر رفتار و استحالهٔ تدریجی. به گمان من، اختلاف میان این رویکردها برای فهم مناسبات اسرائیل، آمریکا، دولتهای اروپایی و کشورهای عربی حاشیهٔ خلیج فارس اهمیت دارد. اما وزن هر رویکرد در سیاست هر کشور میتواند تغییر کند و بدون سند رسمی نمیتوان آن را تصمیم قطعی یک دولت دانست. این چارچوب تحلیلی نیز به معنای وجود تصمیمی مشترک دربارهٔ جایگزین جمهوری اسلامی نیست.
از نظر من، انتظار تغییر بنیادین این نظام تاکنون به نتیجهٔ مورد نظر نرسیده است. جمهوری اسلامی مجموعهای درهمتنیده از قدرت سیاسی، منافع اقتصادی، نهادهای امنیتی و ایدئولوژی مذهبی است؛ ازاینرو تغییر یک فرد یا جابهجایی یک جناح، لزوماً ماهیت آن را دگرگون نمیکند. بااینحال، فرسایش اعتبار نظام نیز خودبهخود به شناسایی بینالمللی نیروی جایگزین نمیانجامد. برای این منظور باید اعتماد به آیندهٔ پس از جمهوری اسلامی را گسترش داد.
به باور من، کلیدواژهٔ محوری در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی، سکولار دموکراسی است: جدایی نهاد دین از حکومت، برابری حقوقی شهروندان، آزادی بیان و تشکل و پذیرش رأی آزاد مردم. در برداشتی که من از پادشاهی مشروطه دفاع میکنم، پارلمانتاریسم دموکراتیک محتوای اصلی نظام است؛ احزاب در انتخاباتی آزاد رقابت میکنند و دولت در برابر نمایندگان مردم پاسخگوست. چنین چارچوبی میتواند نیروهای سیاسی متفاوت را حول قواعد مشترک گرد آورد و امکان همکاری را فراتر از اختلاف بر سر شکل نهایی حکومت فراهم کند.
بنابراین، وزن اصلی تلاش ما باید بر دفاع از حقوق بشر، گشایش سیاسی، تکثرگرایی و تقویت اعتماد به این چشمانداز متمرکز شود. جذب حداکثری زمانی معنا پیدا میکند که شهروندان با باورهای متفاوت، جایگاه و حقوق خود را در ایران آینده محفوظ بدانند. همچنین برای تشویق فاصلهگرفتن افراد از جمهوری اسلامی، باید میان پاسخگویی دربارهٔ عملکرد اشخاص و حذف جمعی بر اساس وابستگی سازمانی تفاوت گذاشت. این رویکرد میتواند هم همراهی داخلی را افزایش دهد و هم زمینهٔ حمایت بینالمللی و پذیرش نقش شاهزاده رضا پهلوی در گذار را تقویت کند.
آمادگی برای دولت گذار باید از هماکنون، با تدوین برنامههای اجرایی و همکاری متخصصان، پیش برود. زمان اعلام دولت در تبعید را باید با میزان آمادگی سیاسی و اجتماعی سنجید. در مرحلهٔ کنونی، وظیفهٔ ما پافشاری بر حقوق بشر و گسترش همبستگی حول سکولار دموکراسی شاهزاده رضا پهلوی است تا تشکیل نهاد گذار، در زمان مناسب، بر پشتوانهای فراگیر و قابل اتکا تکیه کند.
