مقالهٔ سیاسی
تریاک، شیره و اقتصاد سیاسیِ رنج در ایران معاصر
آزمون تاریخی رابطهٔ مواد افیونی با توسعه، مذهب، سرخوردگی و سیاست عمومی؛ از قاجار تا جمهوری اسلامی.
مقالهٔ فارسی
پیمان بخشایش | MD، PhD، MBA
از قاجار تا پهلوی و جمهوری اسلامی؛
آزمون تاریخیِ نسبت مواد افیونی با مذهب، توسعه، سرخوردگی و سیاست عمومی

مقالهٔ مروری ـ تحلیلی تاریخی
۱۱ شهریور ۱۴۰۵ / ۲ سپتامبر ۲۰۲۶
یادداشت خواندن: ارجاعات داخل کروشه به فهرست منابع پایان مقاله اشاره دارند. نمودارهای تاریخی فقط دادههای همتعریف را به هم وصل میکنند؛ هرجا سنجهها ناهمگوناند، این ناهمگونی صریحاً نشان داده شده است.
چکیده
این مقاله فرضیهای رایج و از نظر شهودی جذاب را میآزماید: هرگاه جامعهٔ ایران از تولید، کار، آموزش، امید سیاسی و امکان تفریح برخوردار بوده، گرایش به تریاک و شیره کاهش یافته است؛ و هرگاه جنگ، فقر، سرکوب، درد و سرخوردگی گسترش یافته، مصرف این مواد افزایش یافته است. مرور تاریخ قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی نشان میدهد که بخشی از این فرضیه با شواهد روانشناختی و اقتصادی سازگار است، اما تبدیل آن به یک قانون تاریخیِ ساده ممکن نیست. در قاجار، تریاک همزمان دارو، کالای صادراتی، منبع مالیات و بخشی از معاشرت بود. در دورهٔ پهلوی، نوسازی با چند سیاست متضاد همراه شد: انحصار و محدودیت، منع کامل در ۱۹۵۵، و سپس توزیع سهمیهبندیشده از ۱۹۶۹. در جمهوری اسلامی، ممنوعیت با زبان اسلامی و مجازات شدید آغاز شد، اما جنگ، مرز افغانستان و بازار غیرقانونی مصرف را از میان نبرد و از اواخر دههٔ ۱۳۷۰ و دههٔ ۱۳۸۰، درمان نگهدارنده و کاهش آسیب گسترش یافت. دادههای ملی جدید نیز نشان میدهند که میان ۲۰۱۶ و ۲۰۱۹ برآورد مصرف سالانهٔ تریاک/سوخته/شیره کاهش یافت، در حالی که تولید ناخالص داخلی واقعی سرانه نیز پایین آمد؛ بنابراین رابطهٔ معکوس مستقیم تأیید نمیشود. نتیجهٔ دفاعپذیرتر آن است که فشار اقتصادی و روانی میتواند خطر شروع یا بازگشت را افزایش دهد، اما اثر نهایی به دسترسی و قیمت ماده، سن و جنس، درد مزمن، فرهنگ پزشکی، سیاست کیفری یا درمانی، مرز، سرمایهٔ اجتماعی و امکانهای سالمِ شادی و مشارکت وابسته است. مذهب نیز علت یکجهتی نیست: ایمان شخصی میتواند حمایت و معنا فراهم کند، در حالی که حکومت دینی ممکن است با منع، انگ و پنهانکاری مانع درمان شود. [۱–۱۵، ۲۰، ۲۱]
واژگان کلیدی: تریاک؛ شیره؛ سوخته؛ قاجار؛ پهلوی؛ جمهوری اسلامی؛ مذهب؛ توسعه اقتصادی؛ افسردگی اجتماعی؛ کاهش آسیب؛ سیاست مواد.
نتیجهٔ مرکزی
رنج اقتصادی و اجتماعی مهم است، اما تولید ناخالص داخلی «کلید روشن و خاموش» مصرف تریاک نیست. رشد اقتصادی فقط هنگامی نقش محافظتی پیدا میکند که به کار باثبات، امید، درمان، اعتماد، ورزش، هنر، فراغت سالم و امکان مشارکت شهروندی تبدیل شود.
۱. مقدمه: فرضیهٔ «رشد بیشتر، تریاک کمتر»
در حافظهٔ سیاسی ایرانیان، چهرهٔ مردی که در میان یک جلسهٔ رسمی سر در گریبان دارد، بهسادگی به استعارهای برای «تریاک، شیره و فرار از واقعیت» تبدیل میشود. از تصویر یک فرد نمیتوان مصرف ماده یا وضعیت سلامت او را تشخیص داد. چنین تصویرهایی ممکن است قدرت بلاغی داشته باشند، اما مقالهٔ علمی باید از تصویر آغاز کند و از آن فراتر رود: آیا واقعاً میتوان دورههای تاریخی ایران را بر یک محور ساده قرار داد و گفت قاجار و جمهوری اسلامی دورههای شیره و تریاکاند و پهلوی دورهٔ کار، ورزش، موسیقی و الکل؟ پاسخ نیازمند تفکیک ادعاهای تاریخی، دادههای مصرف، سیاست دولت، فرهنگ و رابطهٔ علی است.
فرضیهٔ اولیهٔ این مقاله از یک مشاهدهٔ مهم تغذیه میکند: مواد افیونی میتوانند درد جسمانی و روانی را موقتاً کاهش دهند، اضطراب را کند کنند و احساس آرامش یا سرخوشی ایجاد کنند؛ بنابراین در محیطی که درد، بیکاری، ناامنی و بیآیندگی زیاد است، مصرف برای «خوددرمانی» یا گریز ممکن است جذابتر شود. مرور نظاممند بینالمللی دربارهٔ رکود و بیکاری نیز شواهدی یافته است که فشار روانی ناشی از بیکاری میتواند مصرف مواد غیرقانونی را افزایش دهد، هرچند اثر در همه مواد و همه گروهها یکسان نیست. [۲۱]
اما فرضیهٔ اولیه سه خطر دارد. نخست، خطر تقلیلگرایی اقتصادی: جامعه ممکن است در دورهٔ رشد نیز مصرف بالا داشته باشد، زیرا مواد ارزان و در دسترساند یا عادیسازی فرهنگی ادامه دارد. دوم، خطر قیاس نادرست: آمار «معتادان» سال ۱۹۵۵، ثبتشدگان کوپن سال ۱۹۷۲ و برآورد شبکهای سال ۲۰۱۹ یک چیز را اندازه نمیگیرند. سوم، خطر جانشینسازی ارزشی: مشروب، رقص و کافه الزاماً درمان اعتیاد نیستند و الکل نیز بار بیماری و خشونت خود را دارد. آزادی شادی و فراغت سالم یک حق و عامل سلامت اجتماعی است؛ اما نباید یک مادهٔ روانگردان را جایگزین سالمِ مادهای دیگر معرفی کرد.
همچنین لازم است یک خطای زمانی در روایتهای رایج اصلاح شود. در بیشتر دورهٔ قاجار، رقیب شمالی ایران امپراتوری روسیهٔ تزاری بود، نه اتحاد شوروی؛ و در غرب، امپراتوری عثمانی، نه جمهوری ترکیه. این تصحیح ظاهراً کوچک، برای فهم ساختار ضعف نظامی و مالی قاجار اهمیت دارد. شکستهای نظامی، امتیازهای خارجی، بحران مالی و ضعف دستگاه اداری زمینهٔ ناامنی را ساختند؛ اما از خودِ این واقعیت نمیتوان بهتنهایی نتیجه گرفت که مردم بهعلت «افسردگی ملی» تریاک میکشیدند. برای چنین استنتاجی باید سازوکار، دسترسی و شواهد مصرف نیز دیده شوند. [۶]

شکل ۱. مدل چندعاملیِ اقتصاد سیاسی مصرف تریاک و شیره.
۲. روش، تعریفها و محدودیتهای داده
۲.۱. نوع مطالعه و دامنهٔ منابع
این نوشته مرور نظاممند یا فراتحلیل تازهای نیست؛ یک مرور روایی ـ تحلیلیِ هدایتشده است. برای تاریخ قاجار و پهلوی از پژوهشهای تاریخ اجتماعی و اقتصاد سیاسی تریاک، اسناد سیاست مواد و آثار دانشگاهی استفاده شده است. برای جمهوری اسلامی، تاریخ سیاست مواد، پژوهشهای درمان و کاهش آسیب و مطالعات ملی و استانی به کار رفتهاند. برای سلامت، مطالعات همگروهی گلستان، مرورهای سرطان و ارزیابی آژانس بینالمللی پژوهش سرطان بررسی شدهاند. دادهٔ اقتصادی از شاخص تولید ناخالص داخلی واقعی سرانهٔ بانک جهانی گرفته شده است. جستوجوی منابع تا ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ بهروز شده است. [۱–۲۴]
روش مقاله در هر ادعا سه سطح را جدا میکند: «واقعیت مستند» مانند تصویب قانون ۱۹۵۵؛ «تفسیر» مانند اینکه نوسازی، تریاک را نماد عقبماندگی ساخت؛ و «فرضیهٔ علّی» مانند اینکه رشد فرصتهای فرهنگی مصرف را کاهش داده است. سطح سوم فقط وقتی بهعنوان نتیجه عرضه میشود که دادهٔ مقایسهای یا پژوهش علّی آن را پشتیبانی کند؛ در غیر این صورت با واژههایی مانند «ممکن است»، «سازگار است» یا «نیازمند آزمون» نوشته میشود.
۲.۲. تریاک، سوخته و شیره
تریاک مادهٔ خام یا کمفرآوریشدهٔ حاصل از شیرابهٔ خشخاش است. پس از کشیدن تریاک، باقیماندهٔ سوخته میتواند دوباره فرآوری شود و فرآوردهٔ غلیظتری به نام شیره تولید کند. مدخل «افیون» در دانشنامهٔ ایرانیکا نیز توضیح میدهد که سوخته برای تولید و مصرف شیره به کار میرفت. پژوهشهای امروز ایران اغلب «تریاک، سوخته و شیره» را در یک گروه گزارش میکنند؛ بنابراین جداکردن سهم شیره در بسیاری از دورهها ممکن نیست. [۵، ۱۱]
«مصرف» نیز با «وابستگی» یا «اختلال مصرف» برابر نیست. مصرف سالانه ممکن است یک بار یا مکرر باشد؛ وابستگی به الگوی پایدار، تحمل، علائم ترک و آسیب کارکردی اشاره میکند؛ و ثبت اداری فقط کسانی را میبیند که وارد سامانه شدهاند. مقاله در همه جدولها نوع سنجه را کنار عدد مینویسد.
جدول ۱. واژهها و سنجههای اصلی
اصطلاح | معنای عملی در این مقاله | محدودیت تفسیر |
|---|---|---|
تریاک | مادهٔ خام یا کمفرآوریشدهٔ خشخاش؛ خوراکی یا تدخینی | خلوص و شیوهٔ مصرف در زمان و منطقه فرق دارد. |
سوخته و شیره | باقیمانده و فرآوردهٔ غلیظتر حاصل از بازفرآوری | بسیاری از آمارها آنها را با تریاک یکجا گزارش میکنند. |
مصرف سالانه | هر نوع مصرف در ۱۲ ماه گذشته یا برآورد شبکهای متناظر | شدت، وابستگی و زیان را بهتنهایی نشان نمیدهد. |
اختلال مصرف | تشخیص بالینی/پیمایشیِ الگوی مشکلزا | ابزار و آستانهٔ تشخیصی میان مطالعات متفاوت است. |
ثبتشده | فرد موجود در نظام کوپن یا درمان | بهشدت تابع دسترسی، انگ، قانون و انگیزهٔ ثبت است. |
افسردگی اجتماعی | استعارهای برای ناامیدی و فرسودگی جمعی | تشخیص روانپزشکی جمعیت نیست و برای گذشته سنجش مستقیم ندارد. |
اصل روششناختی: همنام بودن عددها، هممعنا بودن آنها را تضمین نمیکند.
۲.۳. مسئلهٔ علیت و «منحنی ناموجود»
برای آزمون این ادعا که هرچه تولید بالاتر رفته مصرف پایینتر آمده، به یک سری زمانی بلندمدت با تعریف ثابت، نمونهگیری ثابت و سنجهٔ ثابت نیاز است. چنین دادهای برای ایران از قاجار تا امروز وجود ندارد. منابع قاجاری بیشتر از تجارت، مالیات، گزارش شهری و مشاهدهٔ اجتماعی سخن میگویند؛ دورهٔ پهلوی ارقام سیاسی و ثبت کوپن دارد؛ و جمهوری اسلامی مجموعهای از پیمایشها و مدلهای متفاوت. بنابراین مقاله عمداً از رسم یک خط پیوستهٔ «مصرف تریاک ۱۸۵۰ تا ۲۰۲۶» خودداری میکند.

شکل ۶. ناهمگونی سنجههای تاریخی و ناممکنبودن یک منحنی پیوستهٔ معتبر.
۳. قاجار: تریاک بهمثابه دارو، کالا و عادت اجتماعی
۳.۱. از مصرف درمانی تا کالای صادراتی
در ایران پیشامدرن، تریاک پیش از آنکه «مواد مخدر غیرقانونی» به معنای امروز باشد، دارویی شناختهشده برای درد، سرفه، اسهال، بیخوابی و بیماریهای گوناگون بود. همین جایگاه درمانی مرز میان دارو، عادت و وابستگی را مبهم میکرد. پژوهش رودی متی نشان میدهد که شراب، تریاک، تنباکو، قهوه و چای هر یک در شبکهای از لذت، طب، اخلاق و اقتدار قرار داشتند؛ رفتار واقعی مردم نیز همیشه با ممنوعیتهای رسمی مذهبی یکسان نبود. [۲]
در نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم، کشت خشخاش به بخشی از تجاریشدن کشاورزی ایران بدل شد. ارزش بالا، حجم کم و بازار صادراتی، آن را برای مالکان، بازرگانان و دولت جذاب میکرد. پژوهش احمد سیف دربارهٔ ۱۸۵۰ تا ۱۹۰۶ و رسالهٔ دکتری رگاویم نشان میدهند که تولید و تجارت تریاک در گذار کشاورزی به محصولات نقدی نقش داشت. در اصفهان، یزد، فارس و کرمان شبکههایی از کشاورز، عملآورنده، بازرگان، حملکننده و صراف از آن ارتزاق میکردند. مدخلهای ایرانیکا نیز از گسترش سریع کشت و صادرات، بهویژه در اصفهان، خبر میدهند. [۳–۵]
این اقتصاد دو پیامد متضاد داشت. از یک سو، درآمد و امکان اتصال به بازار جهانی ایجاد میکرد؛ از سوی دیگر، دولت و صاحبان نفوذ را به محصولی وابسته میکرد که مصرف داخلی آن زیان اجتماعی داشت. این همان تناقضی است که در دورههای بعد نیز تکرار شد: حکومت از سلامت مردم سخن میگفت، اما مالیات و ارز تریاک برایش اهمیت داشت.
۳.۲. چرا تریاک از شراب «قابلتحملتر» بود؟
فقه اسلامی دربارهٔ شراب حکم روشنتر و نمادینتری داشت؛ تریاک، بهویژه وقتی دارو تلقی میشد، برای مدت طولانی در منطقهای خاکستری قرار میگرفت. این تفاوت به معنای تأیید تریاک توسط اسلام نیست، بلکه نشان میدهد هزینهٔ اجتماعی و امکان توجیه مصرف دو ماده برابر نبود. فرد میتوانست تریاک را برای درد، خستگی یا معاشرت مصرف کند و همچنان خود را مذهبی بداند. در بعضی مناطق، حتی روحانیان روستا در اقتصاد محصول حضور داشتند یا برای برداشت دعا میخواندند؛ این مثالهای محلی را نباید به همهٔ روحانیت یا همهٔ ایران تعمیم داد. [۱، ۲]
تریاک همچنین با آیین مهمانداری و نشستهای خصوصی پیوند داشت. در برخی شهرها داشتن تریاک در خانه به اندازهٔ چای و قلیان بخشی از پذیرایی بود. این عادیسازی، مصرف را از رفتار «مجرمانه» جدا میکرد. به همین دلیل، توضیح مصرف قاجاری فقط با فقر یا شکست سیاسی کافی نیست؛ مصرف در طبقات، مشاغل و موقعیتهای اجتماعی مختلف دیده میشد. [۱، ۲، ۴]
۳.۳. ضعف دولت، درد و سرخوردگی؛ چه چیزی ثابت است؟
دولت قاجار از ظرفیت مالیاتی، بهداشتی، آموزشی و اداری محدودی برخوردار بود. شکستهای نظامی، مداخلهٔ قدرتهای خارجی، بحرانهای قحطی و بیماری و ضعف نمایندگی سیاسی، سطح ناامنی را بالا میبرد. در چنین جامعهای، دارویی ارزان و در دسترس برای درد جسمانی و اضطراب میتوانست جذاب باشد. بااینحال، هیچ پیمایش روانپزشکی از مردم قاجار نداریم که «افسردگی اجتماعی» را اندازه گرفته باشد. پس میتوان از سازگاری تاریخی سخن گفت، نه از اثبات آماری علیت. [۴، ۶]
جنبش مشروطه تریاک را فقط مسئلهٔ فردی نمیدید؛ آن را با ضعف ملت، اتلاف نیروی کار و عقبماندگی پیوند میداد. قانون محدودیت تریاک در ۱۹۱۱ تولید، ثبت و مصرف را هدف گرفت و افق توقف تدریجی داشت، اما ابزار اجرای دولت ضعیف بود. این تجربه درس ماندگاری دارد: قانون بدون درمان، جایگزین معیشت، نظام ثبت معتبر و قدرت اجرایی، بیشتر زبان آرزو است تا سیاست مؤثر. [۱]
۴. پهلوی: نوسازی، ممنوعیت و بازگشت توزیع کنترلشده

شکل ۵. خط زمانی تحول سیاست تریاک از اواخر قاجار تا کاهش آسیب.
۴.۱. رضاشاه: دولتسازی بر فراز یک اقتصاد قدیمی
دولت رضاشاه انحصار، ثبت و محدودیت را گسترش داد و تریاک را در دستگاه اداری و نظامی بیش از پیش نشانهٔ بیانضباطی و عقبماندگی معرفی کرد. این تغییر با پروژهٔ ساخت ارتش، بوروکراسی، مدرسه و زیرساخت سازگار بود: «انسان جدید» باید وقتشناس، مولد و قابل بسیج باشد. بااینحال، دولت نمیتوانست یکباره از درآمد محصول و شبکهٔ اجتماعی آن جدا شود. حتی گزارشهای تاریخی از مصرف شخصی رضاشاه سخن میگویند؛ نکتهٔ تحلیلی این است که نوسازی رسمی و عادت خصوصی میتوانستند همزمان وجود داشته باشند. [۱، ۴]
پس از اشغال ایران در ۱۹۴۱، بیثباتی اداری، جنگ، تورم، کمبود و جابهجایی، بازار مواد را دگرگون کرد. سازمانهای مبارزه با الکل و تریاک در دههٔ ۱۳۲۰ شکل گرفتند، اما سیاستها میان منع، سهمیه و درآمد مالیاتی نوسان داشتند. در دورهٔ ملیشدن نفت، حتی زمانی که مجلس شعار منع میداد، دولت برای جبران کاهش درآمد نفتی تولید تریاک را افزایش داد و گزارشهای تاریخی سهم قابلتوجه درآمد آن را نشان میدهند. این تناقض روشن میکند که «فضیلت رسمی» همیشه راهنمای واقعی سیاست اقتصادی نیست. [۱]
۴.۲. قانون ۱۹۵۵: سلامت، حیثیت نوسازی و سیاست بینالمللی
در ۱۹۵۵ کشت خشخاش و مصرف تریاک ممنوع شد. وزیر بهداشت رقم حدود ۱٫۵ میلیون «معتاد» در جمعیت ۱۹ میلیونی را مطرح کرد؛ اما همان منبع تاریخی نشان میدهد که فضای اغراق و بحرانسازی وجود داشت و تعریف «معتاد» اغلب مصرفکننده را نیز دربر میگرفت. بنابراین این عدد نباید مانند برآورد اپیدمیولوژیک امروز به کار رود. [۱]
ممنوعیت چند انگیزه داشت: سلامت عمومی، افزایش بهرهوری، ساخت تصویر ایران بیدار و غربگرا، و همسویی با نظام جهانی کنترل مواد به رهبری آمریکا. در مجلس، منع الکل نیز مطرح شد اما از متن نهایی کنار رفت. این واقعه نشان میدهد که تریاک و الکل در پروژهٔ نوسازی جایگاه سیاسی یکسانی نداشتند. بااینحال، از حذف منع الکل نمیتوان نتیجه گرفت که جمعیت مصرفکنندهٔ تریاک بهطور گسترده و سنجشپذیر به الکل منتقل شد. دادهٔ ملی برای چنین جانشینی وجود ندارد. [۱]
ممنوعیت بازار را نابود نکرد. مواد تقلبی، قاچاق و هروئین رشد کردند و گروههای فقیر و حاشیهای سهم بیشتری از مجازات و انگ بردند. این الگو در بسیاری کشورها تکرار شده است: وقتی تقاضا پابرجاست، فشار صرف بر عرضه میتواند ترکیب بازار را به سوی مواد کمحجمتر و قویتر تغییر دهد.
۴.۳. ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۹: دولتِ مدرن بهعنوان عرضهکنندهٔ قانونی
در ۱۹۶۹، درست در دورهای که اقتصاد ایران بهسرعت رشد میکرد و دولت پروژههای صنعتی، آموزشی و زیربنایی را گسترش میداد، ممنوعیت کامل کنار گذاشته شد و نظام کشت و توزیع کنترلشدهٔ تریاک برقرار گردید. افراد بالای شصت سال و گروهی از افراد جوانتر با علائم پزشکی یا ناتوانی در ترک میتوانستند پس از تأیید پزشک کوپن دریافت کنند. مقدار روزانه، مشخصات فرد و داروخانهٔ عرضهکننده ثبت میشد. [۱، ۲۴]
تا ۱۹۷۲ حدود ۱۱۰ هزار نفر ثبت شده بودند، در حالی که کل مصرفکنندگان حدود ۴۰۰ هزار نفر برآورد میشد؛ در ۱۹۷۸ ثبتشدگان به حدود ۱۸۸ هزار نفر رسیدند. این ارقام نشاندهندهٔ شمار ثبتشدهاند، نه شیوع ملی. زنان، روستاییان، افراد دارای دسترسی غیررسمی و کسانی که از انگ یا ثبت پرهیز میکردند کمتر دیده میشدند. [۱]
این دوره برای فرضیهٔ مقاله تعیینکننده است. رشد سریع اقتصادی و گسترش ورزش، موسیقی، سفر و فراغت شهری واقعیت داشت، اما تریاک نیز ناپدید نشد و دولت خود آن را توزیع میکرد. بنابراین، «مدرنیزاسیون» احتمالاً برای بخشی از جامعه سبکهای زندگی و منابع لذت جدید ساخت، ولی بهتنهایی فرهنگ چندصدساله، درد مزمن، بازار مرزی و وابستگی را حذف نکرد. رابطهٔ توسعه و مصرف، نهادی و توزیعی است: چه کسی از رشد بهره برد، چه خدماتی در دسترس بود و سیاست مواد چگونه طراحی شد؟
جدول ۲. سه چهرهٔ سیاست تریاک در دورهٔ پهلوی
مرحله | منطق غالب | نتیجه و محدودیت |
|---|---|---|
۱۹۲۵–۱۹۴۱ | دولتسازی، انحصار، انضباط کار و انگِ عقبماندگی | درآمد و عادت اجتماعی باقی ماند؛ دولت میان تنظیم و حذف مردد بود. |
۱۹۵۵–۱۹۶۹ | منع کامل، سلامت عمومی، حیثیت نوسازی و فشار بینالمللی | بازار غیرقانونی و مواد قویتر رشد کردند؛ اجرای قانون نابرابر بود. |
۱۹۶۹–۱۹۷۹ | توزیع پزشکی و سهمیهای برای کاهش قاچاق و مدیریت وابستگی | ثبت اداری، انحراف کوپن و دسترسی نابرابر؛ مصرف خارج از سامانه ادامه داشت. |
هیچیک از این سه مرحله را نمیتوان بهتنهایی «سیاست پهلوی» نامید؛ مسیر در طول زمان تغییر کرد.

شکل ۲. تولید ناخالص داخلی واقعی سرانهٔ ایران در سالهای منتخب.
۵. جمهوری اسلامی: ممنوعیت دینی، مجازات، جنگ و کاهش آسیب
۵.۱. انقلاب ۱۳۵۷: از بیمار به ضدانقلاب
در ۲۷ ژوئن ۱۹۷۹، روحالله خمینی مواد را ممنوع اعلام کرد و قاچاق، مصرف و ترویج آن را خلاف اسلام دانست. دولت موقت برای شش ماه به ثبتشدگان دورهٔ کوپن اجازهٔ خرید داد، اما افق رسمی ترک کامل بود. در ژانویهٔ ۱۹۸۰ کشت خشخاش ممنوع شد. پیش از این، فقه دربارهٔ تریاک ابهام و سکوت بیشتری داشت؛ جمهوری اسلامی با یک تفسیر تازه، مبارزه با مواد را به اخلاق انقلابی و اسلامی پیوند زد. [۱، ۷]
صادق خلخالی، همزمان چهرهٔ دادگاههای انقلاب و مبارزه با مواد بود. مصرفکننده و قاچاقچی فقط بیمار یا مجرم عادی معرفی نمیشدند؛ گاه به فساد، ضدانقلاب و توطئهٔ امپریالیستی پیوند میخوردند. تحقیر عمومی، بازداشت بر اساس ظاهر، مصادره و اعدام در این گفتمان جای گرفت. این سیاست مصرف را از میان نبرد؛ هزینهٔ آشکارشدن و مراجعه به درمان را بالا برد و بخشی از مسئله را به فضای پنهان راند. [۱، ۷]
۵.۲. جنگ، افغانستان و تغییر بازار
جنگ ایران و عراق نیروی انتظامی و نظامی را به جبههٔ غرب کشاند و کنترل مرزها را دشوارتر کرد. در همان زمان، جنگ افغانستان تولید خشخاش و عبور مواد از مرز شرقی را افزایش داد. هروئین به دلیل حجم کمتر، سود بیشتر و دشواری کشف، در بازار مزیت پیدا کرد. گزارشهای بالینی تاریخی از تغییر نسلی و جغرافیایی سخن میگویند: بخشی از جوانان شهری به هروئین رفتند و مصرف تریاک در میان گروههای مسنتر و روستایی ادامه یافت. [۱]
این تجربه نشان میدهد که سختترکردن مجازات الزاماً ماده را ضعیفتر یا بازار را کوچکتر نمیکند. بازار میتواند خود را با انتقال به مادهٔ متراکمتر، مسیر تازه و شبکهٔ پنهانتر تطبیق دهد. جغرافیای ایران ـ مجاورت با افغانستان، که در بخش مهمی از دورهٔ مورد بررسی از مراکز عمدهٔ تولید تریاک جهان بوده است ـ متغیری مستقل و نیرومند است و هر تحلیل صرفاً فرهنگی یا مذهبی را ناکافی میکند. [۱، ۱۲، ۲۴]
۵.۳. مسجد، اخلاق و بسیج اجتماعی
در دههٔ ۱۳۶۰، مساجد و ائمهٔ جمعه در بسیج اجتماعی علیه مواد نقش گرفتند. مسجد میتوانست محل موعظه، گزارش، بازجویی اولیه و تحویل متهم به نهادهای قضایی باشد. این پیوند، مبارزه با مواد را از سیاست سلامت به بخشی از نظم اخلاقی و امنیتی تبدیل کرد. بااینحال، نقش نهاد مذهبی همیشه فقط تنبیهی نبود: در دورههای بعد، همین ظرفیت فقهی و شبکهای به پذیرش درمان نگهدارنده، خدمات خیریه و کاهش آسیب نیز کمک کرد. [۱، ۹، ۱۰]
۵.۴. از اردوگاه و زندان تا متادون و کاهش آسیب
در دههٔ ۱۳۷۰ و بهویژه از اواخر آن، پزشکی و درمان دوباره وزن گرفتند. مراکز خصوصی، برنامههای متادون، درمان در زندان، سرنگ و سوزن و خدمات کاهش آسیب گسترش یافتند. مقالهٔ Ekhtiari و همکاران این تحول را نه یک مسیر کاملاً منظم، بلکه تنوعی گاه آشفته و در عین حال همافزا توصیف میکند. ایران در بعضی حوزهها برنامههای کاهش آسیب گستردهای ایجاد کرد، در حالی که مجازات شدید قاچاق و مصرف نیز ادامه داشت. [۹، ۱۰، ۲۳]
این دوگانگی، یکی از ویژگیهای جمهوری اسلامی است: دولت میتواند همزمان مصرفکننده را بیمار، گناهکار، تهدید امنیتی و دریافتکنندهٔ درمان ببیند. نتیجه برای شهروند به محل، جنس، طبقه، نوع ماده و برخورد نهاد بستگی دارد. سیاست مؤثر نیازمند روشنکردن تقدم سلامت و حقوق بیمار است.
۶. مذهب، الکل و تریاک: رابطهای دوطرفه و غیرخطی
۶.۱. دین شخصی با حکومت دینی یکسان نیست
مذهب شخصی میتواند معنا، امید، خانواده، شبکهٔ همیاری و انگیزهٔ پرهیز فراهم کند. برای بعضی افراد، مناسک و اجتماع دینی عامل محافظتی در برابر مصرف یا بازگشت است. در مقابل، وقتی دولت یک رفتار را گناه و جرم میسازد، انگ ممکن است افراد را از درمان دور کند، خانواده را به پنهانکاری وادارد و دادهٔ رسمی را غیرواقعی کند. بنابراین «مذهب» یک متغیر واحد نیست؛ باید باور فردی، شبکهٔ اجتماعی، فتوا، قانون و دستگاه کیفری از هم جدا شوند.
در قاجار، تریاک به سبب کارکرد درمانی و ابهام فقهی میتوانست با دینداری روزمره همزیست باشد. در جمهوری اسلامی، حکومت همان ماده را صریحاً حرام و ضدانقلاب معرفی کرد. سپس نظام فقهی به درمان متادون و کاهش آسیب میدان داد. این تغییرها ثابت میکنند که رابطهٔ دین و مواد از متن ثابت استخراج نمیشود؛ به تفسیر، نهاد و مسئلهٔ سیاسی زمان وابسته است. [۱، ۷، ۹، ۱۰]
۶.۲. منع الکل آیا مردم را به تریاک سوق داد؟
از نظر نظری، منع الکل و بستهشدن بار، دیسکو و فضای تفریح میتواند الگوی مصرف را تغییر دهد. برخی افراد ممکن است به مواد پنهانتر، داروهای آرامبخش یا تریاک روی آورند. اما برای اثبات اینکه ممنوعیت الکل در جمهوری اسلامی علت افزایش ملی تریاک بوده، به دادهٔ جانشینی نیاز داریم؛ چنین دادهٔ تاریخیِ ملی و طولی در دست نیست.
دادههای شبکهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۹ حتی تصویر سادهٔ «الکل ممنوع شد، پس تریاک بالا رفت» را تأیید نمیکنند. برآورد مصرف سالانهٔ الکل از ۲۳۱۰ نفر در هر صد هزار نفر در ۲۰۱۳ به ۴۴۷۰ در ۲۰۱۹ افزایش یافت؛ برآورد تریاک/سوخته/شیره بین ۲۰۱۶ و ۲۰۱۹ از ۲۵۳۴ به ۲۲۲۰ کاهش یافت. این مطالعه محدودیتهای روششناختی دارد، اما نشان میدهد ممنوعیت حقوقی الکل به حذف آن منجر نشده و دو بازار میتوانند مسیرهای متفاوت داشته باشند. [۱۱]

شکل ۳. برآوردهای شبکهای مصرف سالانهٔ الکل و تریاک/سوخته/شیره.
۶.۳. شادیِ آزاد، نه مادهٔ جایگزین
دفاع از موسیقی، رقص، ورزش، کافه، جشن و آزادی سبک زندگی دفاع از سلامت اجتماعی و کرامت است. این فضاها پیوند انسانی، فعالیت بدنی، هویت و لذت غیرمخدری میسازند. اما الکل را نباید مترادف شادی یا درمان تریاک دانست. سیاست مطلوب، «آزادی مسئولانهٔ بزرگسالان همراه با تنظیم و پیشگیری از آسیب» است: نه ممنوعیت ایدئولوژیک و نه تبلیغ مادهٔ دیگری بهعنوان نشانهٔ مدرنیته.
۷. اقتصاد، سرخوردگی و سلامت روان
۷.۱. آنچه شواهد بینالمللی میگویند
مرور واقعگرایانهٔ ۲۸ مطالعه دربارهٔ رکود و بیکاری نشان داد قویترین سازوکار حمایتی این است که بیکاری و ترس اقتصادی فشار روانی را افزایش میدهند و این فشار میتواند مصرف مواد را بالا ببرد. اما دو اثر مخالف نیز ممکناند: کاهش درآمد میتواند توان خرید را کم کند یا مصرف را به مادهٔ ارزانتر منتقل سازد؛ و بازار و سیاست رفاهی میتوانند اثر را تعدیل کنند. [۲۱]
بنابراین انتظار علمی این نیست که با هر یک درصد کاهش GDP، مصرف تریاک مقدار ثابتی بالا رود. اثر در سطح فرد از مسیر شغل، بدهی، مسکن، سلامت، خانواده و امید عبور میکند؛ و در سطح بازار از مسیر قیمت، خلوص، عرضه و اجرای قانون. GDP سرانه میانگین است و توزیع نابرابر را پنهان میکند. ممکن است اقتصاد کل رشد کند، اما جوان بیکار، روستای خشکشده یا کارگر بیامنیت بهبود را احساس نکند.
۷.۲. شواهد ایران: افسردگی، اضطراب و فعالیت جسمانی
در مطالعهٔ جمعیتی کرمان، مصرف وابسته و تفننی تریاک با افسردگی و اضطراب بیشتر و فعالیت جسمانی کمتر همراه بود. در عین حال، شیوع کلی مصرف طی پنج سال کاهش یافت. پژوهشگران به امکان علیت معکوس توجه کردند: افسردگی میتواند فرد را به خوددرمانی سوق دهد و مصرف طولانی نیز میتواند خلق و کارکرد را بدتر کند. این مطالعه از پیوند رنج روانی و مصرف حمایت میکند، اما جهت علّی را یکطرفه ثابت نمیکند. [۱۵]
مطالعهٔ مدلسازی استانی ۲۰۲۶ نیز شیوع بیشتر را با سن بالاتر، رفاه پایینتر، بیکاری بیشتر، میزان کشفیات و موقعیت جغرافیایی مرتبط دانست. برآورد مدل برای افراد بالای سی سال حدود ۵٫۹۳ درصد بود؛ ۱۰٫۴ درصد در مردان و ۱٫۴۶ درصد در زنان. این ارقام «مصرف فعلیِ مدلشده» در گروه سنی خاصاند و نباید با برآورد سالانهٔ شبکهای یا کل جمعیت یکی گرفته شوند. چون تحلیل استانی و مدلمحور است، رابطهٔ بیکاری و مصرف را در فرد اثبات نمیکند. [۱۲]
۷.۳. نسل، جنس و کاهش احتمالی در جوانان
فراتحلیل ۲۰۲۶ با ۱۱۵ مطالعه از ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳، برای مصرف دوازدهماهه در جمعیت عمومی مردان برآورد تجمیعی ۸٫۴ درصد و برای زنان ۱٫۱ درصد گزارش کرد؛ اما ناهمگونی مطالعات بسیار بالا بود. نویسندگان نتیجه گرفتند که شیوع کلی ظاهراً نسبتاً پایدار است، ولی در نسلهای جوانتر روند کاهشی دیده میشود. این یافته با این تصور که مصرف تریاک در همه گروهها پس از انقلاب پیوسته بالا رفته، سازگار نیست. [۱۳]
کمگزارشکردن زنان، انگ و دسترسی متفاوت به درمان میتوانند فاصلهٔ جنسیتی را بزرگتر نشان دهند. از سوی دیگر، تفاوت نسلی واقعی نیز محتمل است: جوانان ممکن است کمتر به تریاک سنتی و بیشتر به الگوهای دیگر مصرف گرایش داشته باشند. سیاست باید «کل مصرف مواد» و انتقال میان مواد را ببیند، نه فقط تریاک را.
۸. خواندن نمودارها و آزمون فرضیه
۸.۱. منحنی اقتصاد چه میگوید و چه نمیگوید؟
دادهٔ بانک جهانی نشان میدهد تولید واقعی سرانهٔ ایران از دههٔ ۱۹۶۰ تا میانهٔ دههٔ ۱۹۷۰ افزایش چشمگیر داشت، سپس در انقلاب و جنگ سقوط کرد و بعد از جنگ بهطور ناپایدار بازیابی شد. تحریم، بحران ارزی و شوکهای سیاسی بارها مسیر را قطع کردهاند. این منحنی برای توصیف فرصت اقتصادی مفید است، اما بدون دادهٔ همسنخ مصرف، رابطهٔ تاریخی مستقیم را اثبات نمیکند. [۲۰]
نقطهٔ مهم دورهٔ پهلوی این است که در اوج رشد، نظام کوپن تریاک برقرار بود و شمار ثبتشدگان افزایش یافت. این افزایش میتواند بخشی از پوشش بیشتر نظام ثبت، پیرشدن جمعیت ثبتشده یا تداوم مصرف باشد؛ از آن نمیتوان نتیجه گرفت رشد باعث افزایش مصرف شد. به همان اندازه، نمیتوان گفت رشد خودبهخود مصرف را کم کرد. دادهٔ مورد نیاز وجود ندارد.
۸.۲. آزمون ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹
تنها برای یک بازهٔ کوتاه میتوان دو شاخص تقریباً همزمان را کنار هم گذاشت. در دادههای مورد استفاده در نسخهٔ ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ این مقاله، تولید واقعی سرانه از ۵۳۱۲٫۶ دلار ثابت در ۲۰۱۶ به ۴۹۵۲٫۵ در ۲۰۱۹ کاهش یافت؛ شاخص ۲۰۱۹ نسبت به ۲۰۱۶ حدود ۹۳٫۲ شد. برآورد مصرف تریاک/سوخته/شیره نیز از ۲۵۳۴ به ۲۲۲۰ در هر صد هزار نفر کاهش یافت؛ شاخص حدود ۸۷٫۶. اگر فرضیهٔ معکوس ساده درست بود، افت اقتصاد باید با افزایش مصرف همراه میشد؛ در این بازه چنین نشد. [۱۱، ۲۰]

شکل ۴. مقایسهٔ شاخص تولید واقعی سرانه و مصرف تریاک در ۲۰۱۶ و ۲۰۱۹.
این نتیجه فرضیهٔ اجتماعی را باطل نمیکند؛ نشان میدهد GDP شاخص کافی نیست. شاید قیمت و دسترسی تغییر کرده، شاید نسل جوان از تریاک به مواد دیگر رفته، شاید اجرای برنامههای درمان اثر گذاشته یا روش برآورد اصلاح شده باشد. تحلیل علّی باید این متغیرها را وارد کند.
۸.۳. ماتریس حکم شواهد
جدول ۳. کدام بخشهای فرضیه پشتیبانی میشوند؟
ادعا | حکم شواهد | توضیح |
|---|---|---|
فقر، بیکاری و فشار روانی میتوانند مصرف مشکلزا را افزایش دهند. | پشتیبانی متوسط | مرور بینالمللی و مدل استانی ایران سازگارند؛ علیت برای هر فرد قطعی نیست. |
هرگاه GDP ایران بالا رفته، تریاک پایین آمده است. | پشتیبانی نمیشود | سری زمانی همسنخ وجود ندارد و بازهٔ ۲۰۱۶–۲۰۱۹ خلاف رابطهٔ معکوس ساده است. |
دورهٔ پهلوی بهطور کلی دورهٔ کاهش تریاک بود. | بیان بیش از داده | ۱۹۵۵ منع شد، اما ۱۹۶۹ توزیع قانونی بازگشت و مصرف ثبتشده ادامه داشت. |
ممنوعیت الکل در جمهوری اسلامی علت افزایش تریاک شد. | اثبات نشده | جانشینی برای برخی افراد ممکن است؛ دادهٔ ملی علّی در دست نیست. |
مذهب همیشه مصرف تریاک را بالا میبرد. | نادرست | مذهب میتواند عادیسازی، پرهیز، انگ، درمان یا همیاری را در زمینههای مختلف تقویت کند. |
فضاهای سالم شادی، ورزش و مشارکت میتوانند عامل محافظتی باشند. | محتمل و سیاستپذیر | فعالیت جسمانی و پیوند اجتماعی با سلامت بهتر همراهاند؛ اثر اختصاصی بر تریاک نیازمند پژوهش بیشتر است. |
مجازات شدید بهتنهایی بازار را حذف میکند. | پشتیبانی نمیشود | تاریخ ۱۹۵۵ و پس از ۱۹۷۹ از سازگاری بازار، قاچاق و تغییر به مواد قویتر حکایت دارد. |
«پشتیبانی متوسط» یعنی شواهد همسو وجود دارد، اما رابطهٔ علّی ساده و جهانشمول اثبات نشده است.
صورتبندی نهایی فرضیه
هرچه جامعه کار باثبات، امید، اعتماد، خدمات سلامت، امکان مشارکت و فراغت سالم بیشتری داشته باشد، احتمال مصرف مشکلزا در گروههای آسیبپذیر میتواند کمتر شود؛ اما اثر آن فقط در تعامل با قیمت و دسترسی مواد، فرهنگ، سیاست درمان، درد و ویژگیهای فردی قابل فهم است.
۹. زیانهای پزشکی و افسانهٔ «تریاکِ درمانگر»
۹.۱. آرامبخشی کوتاهمدت با درمان یکی نیست
تریاک اثر ضد درد، خوابآور، ضدسرفه و گوارشی دارد و همین اثرها اعتبار تاریخیِ «دارو» را ساختهاند. اما کاهش علامت کوتاهمدت با درمان بیماری زمینهای برابر نیست. فرد مبتلا به درد قلبی، دیابت یا فشار خون ممکن است احساس بهتری پیدا کند، در حالی که بیماری پیش میرود و مراجعهٔ مؤثر به تأخیر میافتد. [۱۸]
۹.۲. مرگومیر و سرطان
مطالعهٔ آیندهنگر گلستان با حدود پنجاه هزار بزرگسال، مصرف تریاک را با افزایش مرگومیر از چند علت مرتبط یافت. مطالعات بعدی همان همگروه نیز افزایش بروز چند سرطان را گزارش کردند. آژانس بینالمللی پژوهش سرطان در جلد ۱۲۶ مونوگرافهای خود، مصرف تریاک را «سرطانزا برای انسان» در گروه ۱ طبقهبندی کرد. مرور نظاممند ۲۰۲۳ نیز رابطهٔ سرطانزایی را تقویت کرد. [۱۶–۱۹]
این یافتهها برای سیاست فرهنگی مهماند. مبارزه با ادعای «تریاک برای قلب و قند خوب است» نباید با تحقیر مصرفکننده انجام شود؛ باید با توضیح روشن، غربالگری درد، درمان جایگزین و دسترسی محترمانه به خدمات همراه باشد.
۹.۳. مصرفکننده بیمار است یا مجرم؟
اختلال مصرف یک وضعیت سلامت قابل درمان است، هرچند رفتارهای مرتبط ممکن است پیامد حقوقی داشته باشند. یکیگرفتن مصرفکننده با قاچاقچی، یا گناهکار دانستن او، توان خانواده و نظام درمان را کاهش میدهد. استانداردهای WHO و UNODC بر درمان مبتنی بر شواهد، رضایت، محرمانگی، تداوم مراقبت و پرهیز از مجازات به جای درمان تأکید دارند. [۲۲]
۱۰. چارچوب سیاستی برای ایران آینده
۱۰.۱. از جنگ اخلاقی به سیاست سلامت
ایران آینده باید مسئلهٔ مواد را از نبرد میان «پاکان و ناپاکان» خارج کند. هدف، کاهش مرگ، بیماری، جرم و ازهمگسیختگی خانواده است؛ نه نمایش اقتدار. این تغییر به معنای آزادسازی بیقاعده یا بیتفاوتی نیست. دولت باید عرضهٔ سازمانیافته و قاچاق را مهار کند، اما مصرفکننده را به درمان و حمایت اجتماعی وصل نماید.
۱۰.۲. چهار ستون پیشگیری واقعی
• اقتصاد فراگیر: اشتغال باثبات، بیمهٔ بیکاری، حمایت از خانوادهٔ دچار شوک، مسکن و کاهش ناامنی مالی؛ نه صرفاً افزایش میانگین GDP.
• سلامت روان و درد: درمان درد مزمن، افسردگی، اضطراب و تروما در مراقبت اولیه؛ دسترسی به دارو و رواندرمانی بدون انگ.
• فراغت و سرمایهٔ اجتماعی: ورزش، موسیقی، رقص، هنر، کافه، انجمن، پارک و فضای عمومی امن؛ حق شادی همراه با سواد سلامت.
• آموزش و اطلاعات: اصلاح افسانههای درمانی دربارهٔ تریاک، آموزش خانواده و انتشار دادهٔ مستقل و قابل بررسی.
۱۰.۳. درمان و کاهش آسیب
• گسترش درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین، همراه با کنترل کیفیت و جلوگیری از بازار ثانویه.
• خدمات کمآستانه، سیار و محرمانه برای زنان، بیخانمانها، زندانیان، مناطق مرزی و مصرفکنندگان مواد تزریقی.
• توزیع نالوکسان، پیشگیری از اوردوز، سرنگ و سوزن، آزمایش HIV و هپاتیت و پیوند سریع با درمان.
• تداوم مراقبت پس از زندان یا بستری؛ بیشترین خطر مرگ در دورههای تغییر تحمل و گسست درمان رخ میدهد.
• درمان همزمان درد، افسردگی، اضطراب و اختلال مصرف؛ درمان تکبعدی احتمال بازگشت را بالا میبرد.
۱۰.۴. تنظیم الکل و آزادی سبک زندگی
در یک نظام سکولاردموکراتیک، سیاست الکل باید بر سلامت و حقوق بزرگسالان استوار باشد: فروش مجاز و تنظیمشده، محدودیت سنی، مالیات متناسب، منع رانندگی تحت تأثیر، کنترل تبلیغ، درمان و حفاظت از کودکان. این مدل هم از ممنوعیت ایدئولوژیک فاصله دارد و هم از تجاریسازی بیمهار. آزادی رقص و موسیقی را نباید به الزام مصرف الکل گره زد؛ شادی حق است و ماده انتخابی پرخطر.
۱۰.۵. نظام داده و ارزیابی
بدون دادهٔ مستقل، هر حکومت میتواند آمار را برای اثبات موفقیت خود انتخاب کند. ایران به پیمایشهای تکرارشونده با تعریف ثابت، نمونهگیری شفاف، گزارش جداگانهٔ تریاک، سوخته و شیره، سنجش شدت مصرف، دادهٔ قیمت و خلوص، و پیوند محرمانه با شاخصهای درمان و مرگ نیاز دارد. پژوهشگران مستقل باید به دادههای بینام دسترسی داشته باشند و نتایج نامطلوب نیز منتشر شوند.
جدول ۴. بستهٔ سیاستی پیشنهادی و شاخص سنجش
حوزه | اقدام کلیدی | شاخص پاسخگویی |
|---|---|---|
اقتصاد و رفاه | حمایت فوری از بیکارشدگان، بیمه و خدمات محلی در رکود | مصرف مشکلزا و بازگشت به مصرف در گروههای دچار شوک شغلی |
سلامت روان و درد | غربالگری و درمان در مراقبت اولیه و کلینیک درد | زمان انتظار، تداوم درمان و کیفیت زندگی |
درمان اعتیاد | متادون/بوپرنورفین، درمان روانی و خدمات همزمان | ماندگاری در درمان، مرگ، عفونت و بازگشت |
کاهش آسیب | نالوکسان، سرنگ، آزمایش و خدمات سیار | اوردوز کشنده، HIV، هپاتیت و پوشش مناطق محروم |
فرهنگ و فراغت | ورزش، هنر و فضای عمومی آزاد و امن | مشارکت جوانان، فعالیت جسمانی و احساس تعلق |
قانون | تفکیک مصرف از قاچاق و جایگزینی درمان برای مجازات | کاهش زندانیان مصرفکننده و افزایش ارجاع درمانی |
داده | پیمایش ثابت و انتشار دادهٔ بازِ بینام | کاملبودن گزارش، قابلیت تکرار و فاصلهٔ زمانی انتشار |
سیاست خوب با شعار «مبارزه» سنجیده نمیشود؛ با کاهش مرگ، بیماری و آسیب اجتماعی سنجیده میشود.
۱۱. نتیجهگیری
تاریخ تریاک در ایران، تاریخ یک ماده نیست؛ تاریخ دولت، بازار، درد، طب، مذهب، مرز و مدرنیته است. در قاجار، تریاک دارو، کالای صادراتی و عادت اجتماعی بود. ضعف دولت و رنج جامعه احتمالاً زمینه را تقویت میکرد، اما اقتصاد محصول و مشروعیت درمانی نیز تعیینکننده بودند. در پهلوی، نوسازی تریاک را نشانهٔ عقبماندگی ساخت و در ۱۹۵۵ منع کرد، اما در ۱۹۶۹ دولت دوباره تولید و توزیع سهمیهای را پذیرفت. رشد اقتصادی سریع با تداوم مصرف و ثبت دولتی همزمان بود. در جمهوری اسلامی، ممنوعیت اسلامی و مجازات شدید نتوانست بازار را حذف کند؛ جنگ، افغانستان و سیاست کیفری به تغییر ماده و پنهانکاری کمک کردند و نظام ناگزیر به درمان و کاهش آسیب بازگشت.
بنابراین، روایت «قاجار و جمهوری اسلامی = تریاک؛ پهلوی = کار و شادی» بهعنوان استعارهٔ سیاسی قابل فهم است، اما بهعنوان گزارهٔ علمی بیش از حد ساده است. دورهٔ پهلوی دستاوردهای مهم دولتسازی، آموزش، صنعت و فراغت مدرن داشت؛ بااینحال مسئلهٔ تریاک باقی ماند. جمهوری اسلامی آزادی شادی و سبک زندگی را محدود کرد و فشار اقتصادی و سیاسی گسترده ساخت؛ اما دادههای جدید نیز افزایش یکنواخت تریاک را نشان نمیدهند. نقد قویتر آن است که حکومت دینی با سرکوب شادی، بیثباتی، انگ و سیاست متناقض، عوامل خطر را تشدید و درمان را دشوار کرده است ـ نه اینکه هر تغییر مصرف را فقط به مذهب نسبت دهیم.
فرمول نهایی این مقاله چنین است: فقر، بیکاری، درد و ناامیدی میتوانند مصرف مشکلزا را افزایش دهند؛ اما مسیر از اقتصاد به تریاک مستقیم نیست. دسترسی، قیمت، سن، جنس، درد، فرهنگ، مرز، سیاست و درمان میانجیاند. رشد اقتصادی نیز زمانی محافظت میکند که به امنیت واقعی زندگی، امید، سلامت، ورزش، هنر، دوستی، آزادی و احساس اثرگذاری تبدیل شود. جامعهای که فقط GDP بالاتر دارد ولی شهروندش تنها، بیصدا و بیدرمان است، الزاماً از اعتیاد مصون نیست.
سخن پایانی
پاسخ به تریاک، جایگزینکردن آن با الکل یا افزودن مجازات نیست. پاسخ، ساختن جامعهای است که درد را درمان کند، شادی را ممنوع نکند، کار را معنادار سازد، داده را پنهان نکند و مصرفکننده را پیش از آنکه مجرم یا گناهکار بنامد، انسان بداند.
پیوست: راهنمای تفسیر ارقام تاریخی
۱. رقم ۱٫۵ میلیون در ۱۹۵۵ ادعای وزیر بهداشت در فرایند تصویب قانون بود و منبع تاریخی دربارهٔ اغراق عمومی هشدار میدهد؛ آن را شیوع استاندارد نخوانید.
۲. ارقام ۱۱۰ هزار در ۱۹۷۲ و ۱۸۸ هزار در ۱۹۷۸ تعداد ثبتشدگان نظام کوپناند؛ نه کل مصرفکنندگان و نه اختلال مصرف.
۳. برآورد ۲۲۲۰ در هر صد هزار نفر در ۲۰۱۹ از روش افزایش مقیاس شبکهای آمده و معادل پیمایش مستقیم یا تشخیص بالینی نیست.
۴. برآورد ۵٫۹۳ درصد در مطالعهٔ ۲۰۲۶ مدلشده و مخصوص بزرگسالان بالای سی سال است؛ با کل جمعیت مقایسه مستقیم نکنید.
۵. برآوردهای تجمیعی فراتحلیل ۲۰۲۶ ناهمگونی بسیار بالا دارند؛ عدد میانگین جای تفاوت استان، نسل، جنس و روش را نمیگیرد.
۶. GDP سرانه شاخص متوسط تولید است؛ توزیع درآمد، بیکاری، تورم، امنیت شغلی و امید را بهتنهایی اندازه نمیگیرد.
منابع و مآخذ
۱. Ghiabi, M. (2019). Drugs Politics: Managing Disorder in the Islamic Republic of Iran. Cambridge University Press. پیوند
۲. Matthee, R. (2005). The Pursuit of Pleasure: Drugs and Stimulants in Iranian History, 1500–1900. Princeton University Press. پیوند
۳. Seyf, A. (1984). Commercialization of Agriculture: Production and Trade of Opium in Persia, 1850–1906. International Journal of Middle East Studies, 16(2), 233–250. پیوند
۴. Regavim, R. B. (2012). The Most Sovereign of Masters: The History of Opium in Modern Iran, 1850–1955 [Doctoral dissertation, University of Pennsylvania]. پیوند
۵. Encyclopaedia Iranica. “AFYŪN: Opium, its production and commerce in Iran”; and related entries on the Qajar economy and Isfahan. پیوند
۶. Amanat, A. (2017). Iran: A Modern History. Yale University Press. پیوند
۷. Ghiabi, M. (2015). Drugs and Revolution in Iran: Islamic Devotion, Revolutionary Zeal and Republican Means. Iranian Studies, 48(2), 139–163. پیوند
۸. Ghiabi, M. (2018). Maintaining Disorder: The Micropolitics of Drugs Policy in Iran. Third World Quarterly. پیوند
۹. Afkhami, A. A. (2009). From Punishment to Harm Reduction: Resecularization of Addiction in Contemporary Iran. In A. Gheissari (Ed.), Contemporary Iran. Oxford University Press. پیوند
۱۰. Ekhtiari, H., et al. (2020). The Evolution of Addiction Treatment and Harm Reduction Programs in Iran: A Chaotic Response or a Synergistic Diversity? Addiction, 115, 1395–1403. پیوند
۱۱. Haji-Maghsoudi, S., et al. (2026). A Decade of Change: Trends in Drug and Alcohol Use in Iran (2010–2019). BMC Public Health, 26, 1452. پیوند
۱۲. Nemati, S., et al. (2026). Estimating Opium Use Prevalence at the National and Provincial Levels in Iran: A Modelling Study. Scientific Reports, 16, 8430. پیوند
۱۳. Ardeshir, M., et al. (2026). Prevalence of Opium Use and Use Disorder in the Iranian Population: A Systematic Review and Meta-analysis. Addiction, 121(8), 1982–1997. پیوند
۱۴. Amin-Esmaeili, M., et al. (2016). Epidemiology of Illicit Drug Use Disorders in Iran: Prevalence, Correlates, Comorbidity and Service Utilization Results from the Iranian Mental Health Survey. Addiction, 111(10), 1836–1847. پیوند
۱۵. Najafipour, H., et al. (2022). Trends in the Prevalence and Incidence of Opium Abuse and Its Association with Coronary Artery Risk Factors in Adult Population in Iran. Iranian Journal of Medical Sciences, 47(4), 328–337. پیوند
۱۶. Khademi, H., et al. (2012). Opium Use and Mortality in Golestan Cohort Study: Prospective Cohort Study of 50,000 Adults in Iran. BMJ, 344, e2502. پیوند
۱۷. Sheikh, M., et al. (2020). Opium Use and Subsequent Incidence of Cancer: Results from the Golestan Cohort Study. The Lancet Global Health, 8, e649–e660. پیوند
۱۸. International Agency for Research on Cancer. (2021). Opium Consumption. IARC Monographs, Volume 126. پیوند
۱۹. Filho, A. M., et al. (2023). The Carcinogenicity of Opium Consumption: A Systematic Review and Meta-analysis. European Journal of Epidemiology, 38(4), 373–389. پیوند
۲۰. World Bank. GDP per capita (constant 2015 US$) – Iran, Islamic Rep., indicator NY.GDP.PCAP.KD. Accessed 2 September 2026. پیوند
۲۱. Nagelhout, G. E., Hummel, K., de Goeij, M. C. M., de Vries, H., Kaner, E., & Lemmens, P. (2017). How Economic Recessions and Unemployment Affect Illegal Drug Use: A Systematic Realist Literature Review. International Journal of Drug Policy, 44, 69–83. پیوند
۲۲. World Health Organization & United Nations Office on Drugs and Crime. (2020). International Standards for the Treatment of Drug Use Disorders: Revised Edition. پیوند
۲۳. Saberi Zafarghandi, M. B., Jadidi, M., & Khalili, N. (2015). Iran’s Activities on Prevention, Treatment and Harm Reduction of Drug Abuse. International Journal of High Risk Behaviors and Addiction, 4(4). پیوند
۲۴. Ghiabi, M. (2021). Ontological Journeys: The Lifeworld of Opium across the Afghan-Iranian Border in/out of the Pharmacy. International Journal of Drug Policy, 89, 103116. پیوند
دربارهٔ نویسنده
پیمان بخشایش، جراح تروما و ارتوپدی و دارای مدارک MD، PhD و MBA است. این مقاله بخشی از مجموعه نوشتههای او دربارهٔ توسعه، دولتسازی، سکولاردموکراسی، سلامت عمومی و ضرورت سیاستگذاری مبتنی بر شواهد برای آیندهٔ ایران است.
بیانیهٔ روش و تعارض منافع: این نوشته پژوهش اصیل اپیدمیولوژیک نیست و از دادههای منتشرشده استفاده میکند. دیدگاههای تفسیری و سیاسی متن متعلق به نویسنده است. برای نگارش مقاله اسپانسر مشخصی معرفی نشده است.
